دیکتاتوری به طور خلاصه به معنی فرمانروایی مطلق وبی قیدوشرط ، بدون پایبندی به قانون و شرایط محدود کننده است. دیکتاتور هرگونه که دلش خواست حکومت می کند وهیج فرد حقیقی و حقوقی جلو استبداد و حکومت زور مدارانه دیکتاتور را گرفته نمی تواند

دیکتاتوری نوعی قدرت مداری است که چند از این ویژگی‌های را داشته باشد:                                    

برخی از این ویژگی‌ها همگانی‌ترند؛ چنانکه می‌توان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، به‌زور به‌دست‌آوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد.


دیکتاتوری دو گونه است :فردی و فراگیر (توتالیتر) و هر یک نیز بر دو قسم است :دیکتاتوری قانونی ، دیکتاتوری خود کامه یا غیر قانونی .
در جمهوری روم باستان ، هرگاه کشور دچار بحران های حاد سیاسی ، اجتماعی یا اقتصادی می شد و یا درشرایط جنگی قرار می گردت و ادارهء کشور با قوانین عادی ممکن نبود، اختیار کامل حکومت و ارتش را برای مدت محدود (6ماه یا بیش تر) به فردی می سپردند تا با استفاده از اختیارات کامل خود آن معضل و مشکل را حل نماید.چنین فردی را دیکتاتور یعنی صاحب قدرت مطلقه و تام الاختیار می نامیدند. به این ترتیب ، دیکتاتوری مقامی قانونی بود و در مجلس قانون گذاری به تصویب می رسید. به همین جهت از محبوبیت مردمی بالایی برخوردار، ومقامی افتخارآمیز بود.
اما بعدها، سران ارتش و ژنرال های بلند پایه که از راه کودتا و غیر قانونی ، قدرت را در دست می گرفتند، این عنوان را به خود می بستند. به این ترتیب ، دیکتاتوری غیر قانونی ، مفهومی مترادف با ظلم و جنایت و استبداد مطلق پیدا کرد و با ویژگی های زیر از دیگر مقام ها، متمایز گشت :
1 قانونی وجود ندارد تا کردار و قدرت فرمانروا یا فرمانروایان را محدود کند و اگر قانونی وجود داشته باشد،فرمانروا با قدرت نامحدود خود آن را زیر پا گذاشته باشد.
2 وسیلهء اصلی کاربست قدرت ، ترور و از بین بردن کسانی است که ممکن است روزی خطر آفرین باشند.
3 انحصار قدرت در دست یک نفر و فرمانبری مردم از او، تنها بر پایهء ترس و وحشت از روحیهء خود کامگی وانتقام جویی او باشد، نه عشق و ارادت و محبّت .
در جامعه ای که دولت بر همهء جنبه های فعالیت های اقتصادی ، اجتماعی و آموزشی نظارت کامل دارد و قدرت سیاسی در دست یک حزب یا گروه حاکم باشد و تلاش آن گروه بر حذفِ هر گونه نظارت آزادانهء جامعه و سرکوبی هر نوع مخالفت و نارضایی ، و سامان دادن جامعه بر اساس ایدئولوژی و طرز تفکر حزبی و جناحی باشد، چنین نظامی را یا می نامند.(1)
این اصطلاح را روشنکران ناراضی مارکسیست برای تفسیر سیاست احزاب ، اتحادیه های کارگری ، دانشگاه ها،انجمن های حرفه ای و مانند آن در آلمان نازی به کار می بردند.
البته دیکتاتوری دارای دامنهء کوتاه تری نیز می باشد، مانند دیکتاتوری بورژوازی و دیکتاتوری پرولتاریا.

(پـاورقی 1.داریوش آشوری ، دانشنامهء سیاسی ، ص 241

درتهیه این مطلب از منابع زیر استفاده شده است:

مطالب مرتبط:

خطرناکترین حیوان روی زمین!

 

:http://political.ir/post-643.aspx

http://www.jawab.ir/qa/ 

برچسبها: مفهوم دیکتاتوری، حکومت استبدادی، دیکتاتور استبدادگر و زورگوست، دیکتاتوری بد ترین نوع حکومت، نقض حقوق بشر وآزادی انسانها با حکومت دیکتاتوری، مفهوم ومعنی دیکتاتوری