ضرورت باز سازی در سیاست بازی هزاره ها
بزرگترین مشکل هزاره ها که دست و پای آنان را در میدانهای بزرگ رقابت سیاسی و... قطع کرده نفاق و اختلافات درونی بین هزاره ها است. در شرایطی که باید هزاره ها بیشترین همبستگی و اتحاد را داشته باشند درست برعکس، ازبیشترین نفاق و اختلاف درونی رنج می برند و خودسری و کوتاه بینی رهبران و سیاستمداران هزاره بدترین حقارتها و شکستهای سیاسی در مقابل رقبای سیاسی شان را برآنها تحمیل کرده است بارها در بازیهای بزرگ سیاسی، شکستهای مفتضحانه ای را تجربه کرده اند و کسی به آنان اعتنایی نداشته است اما بازهم از همسویی و همگرایی با همدیگر امتناع ورزیده هریک دست به دامن رقبای سرسخت سیاسی غیر هزاره ای خویش شده اند و از ایجاد جبهه ای واحد وتسلط بر خواهشهای نفسانی خویش به خاطر منافع مردم شان ناتواند اند.
نمونه ای از این سادگیها و نا پختگیهای سیاستمداران و وکلای هزاره را می توانید در تحلیلی که آقای سرور جوادی نماینده ای سابق پارلمان بامیان در مورد ضعف بازی هزاره ها در پارلمان فعلی کشور صورت گرفته است بخوانید. البته فراموش نکنیم که تمام تحلیلها و نظرات جناب جوادی نیز نمی تواند کاملا درست و خالی از داوریهای شخصی و سلیقه ای او باشد.
مکثی دیگر بر: انتقال امنیت مردمی در ولایت دایکندی از نام نیروهای خارجی به نام نیروهای داخلی!
در مراسم انتقال امنیت همانند دیگر مراسمهای کمپاین و تبلیغاتی، سخن از باز سازی ورشد اقتصادی این ولایت نیز به میان آمد و همچنان وعده های عمل نشده ای گذشته بدون ذره ای خجالت همچنان تکرار شد و مردم محروم اما آشتی جو و دانش دوست دایکندی را به صفحه ای خوش رنگ و جذاب دیگری باز سازی آنهم درسال های آینده که جامعه ای جهانی در افغانستان غزل خدا حافظی را خواهد خواند، لینک دادند.
این ولایت پرجمعیت و دور افتاده که می توان بی کس و بی دلسوزش نیز خواند سالهاست در گیر و دار دعواهاي سياسي و در پس تبعيض هاي تاريخي پنهان گرديده و با بهانه های مختلف از هرنوع باز سازی زیر ساختها و شاهرگهای اقتصادی محروم مانده است. دايکندي اکنون تنها ولايتي است که نه تنها حتي يک متر سرک پخته ندارد بلکه يک کيلومتر جاده درجه دو نيز ندارد و مردمان درجه دوی این ولایت حق دسترسی به سرک درجه دو را نیز نداشته اند!
البته از یک منظر این ولایت را رکورد دار ولایتهای دیگر می توان معرفی کرد اما نه در تولید تریاک و مواد مخدر یا نا امنی و... بلکه در محرومیت مطلق و فراموش شدگی و قرارگرفتن مورد بی مهری و بی میلی مقامات بلند پایه ای کشور!
دايکندي چنان از انزاوای بی رحمانه رنج مي برد که به هيچوجه قابل قياس با هيچ يک از نقاط ديگر کشور نيست وحتی گمان نمی رود در روی کره ای زمین رکورد دار ولایت بدون سرک باشد که حتی از یک وجب سرک پخته محروم است.
شعر هزارگی (دل سوخته)
دلی که نمــو سوزه دل نموشه
خانــــه تنـا تنـا آغـل نمــوشـــه

دوستان همدل سلام. اگر در این اواخر زود به زود آبدیت نمی توانم عذرمی خواهم نهایت تلاش دارم از کمترین فرصت برای همکلامی باشما خوبان استفاده کنم اما متأسفانه کم کم لیاقت همکلامی را از دست می دهم و فرصتهایم بسیار محدود شده است. امشب چند شعر هزارگی را که با اشعار شاعر شاعر دردمند و با احساس هزاره محسن زردادی قاطی کرده ام تقدیم می کنم امید وارم مورد پسند دوستان قدرمندم قرار بگیرد.
عین اشعار کامل آقای زردادی را که منشأ الهام بنده قرار گرفته است اینجا بیبینیددلی که نمـوســوزه دل نموشه
خانــــه تنـا تنـا آغـل نمــوشـــه
قــوم جــدا جــدا سنگ ریـزه یـه
سنگ ریــزه ریزه منزل نموشــه
سنگای ریزه ریزه جم که شــونه
بلن منزل موشه تای گل نمــوشه
بخشـه تـوتــّـا از تای بار آغــــــیل
کار تانـا کیــــدو دلیـل نموشــــه
چــــوتـور سخته بیرارو روزگار مو!
ده آسانی اوسو، مشکل نموشـه
توخوم تید نکده زامد نکشـــیده
جاره هرچی بیشی آصل نموشـه
لالی گونی کتِه مو ناف چپه خاو
ده ای رقم شاوای مو تیـــــر نموشه
وُکیلا خمتُمـا شیشتـــه ده مجلس
ده یک شیشتُه که کس وُکیل نموشه
اگه بیخی مو کـمـــــــر بستـــه نکنی
ده سَیل کیـــدو گُشنای مو سیرنموشه
نموفامـوم که خوب وبـد ده ای ملک
چیکــه از یکدیگه چیغیـل نموشــــه
چیکه اولـوس پس از یکصـد دو صدسال
ده کـار و زندگـی قابـــــــل نموشـــــــه
چیــــکه قدرخوبای خو نمـــیدنی مو
اگه پشت شی نگری سرمیر نموشه
اگه تیاغ شونی بلده یکـــد یگـــه
دل مه پوره که قد مو کیل نموشه
![]()
![]()
![]()
چرخ دایکنــــدی دیگر کنــــد هم نمی تواند بچرخد!

چرخ ولایت فراموش شده دایکندی دیگر کند هم نمی تواند بچرخد!! درست است که دقیقا در قلب افغانستان وجود دارد واز سوی دیگر افغانستان نیز قلب آسیاست پس دایکندی قلب قلب آسیا ست. ولی این قلب دیگر کم کم از تپیدن مانده است. گویا نه خون و نه اکسیژن و نه سایر مواد به آن می رسد. هرکه از دایکندی می آید بوی محرومیت و دربدری می دهد. می گویند دولت حتی حاضر نیست ادارات دولتی و نشیمنگاه مأمورین خودرا نیز در این ولایت بسازد وخیلی ازتعمیرات حکومتی گلین و ویرانه ماننداست. گویا این ولایت فقط برای این آفریده شده که از دل کوههای بلند وسخاوتمند خویش رودهای زلال و خروشانی را برای دیگر ولایات هدیه بفرستد اما خودش همچنان تشتنه تر از تشنه قرنها با کام خشک وقلب تفتیده وبا چشمان مات و نگران، خاموش و تنها بماند و هیج دستی جواب آنهمه سخاوت و صداقتش را ندهد. شگفت آور تر اینکه هنوز که هنوز است از بلندای این ولایت بلند، صدای بلند نشده و درحالیکه در چهار طرفش کشتار،تظاهراتهای خونین، اعتراضات، فریاد و... وجود دارد اما این ولایت در عین محرومیت مطلق، ساکت و سرد مانده است.
شاید در اثر محرومیت بیش از حد و عدم آشنایی مردم این دیار با حقوق مسلم شان وبا مسئولیت که وکلای پارلمان و مسئولین دولتی دارد، دایکندی ها نتوانسته باشند صدای از خود بیرون کنند اما وکلای پارلمان شان و مقامات دولت که از حقوق شهروندی و توازن در بازسازی و عدالت اجتماعی زیاد شنیده اند و عمیقا می دانند گرچه خودر ا به نادانی می زنند اینان چرا اندکی به این مردم فراموش شده توجه نمی کنند؟ دانشجویان و نویسندگانی که با حقوق اجتماعی و دموکراسی آشنا شده اند چرا دین خودرا در برابر مردم مظلوم شان ادا نمی کنند؟ رهبران هزاره و تمام نخبگان و سیاستمداران هزاره و... چرادر قبال این ولایت و دیگر مناطق محروم هزارجات تا این حد ساکت و راکد نشسته اند؟
بیش از ده هزارکیلومتر سرک ساخته شد ، ماهنوز اندرخم یک کوچه ایم!!
_0.jpg)
خبر گزاری پژواک چندی پیش گزارش داد جدا از ساختن شاهراهها وجاده های بزرگ، بيش از ده هزارکيلومتر سرک ازسال ٢٠٠٢ تاکنون ازطريق برنامه ملى راه سازى روستايى درکشور، بازسازى گرديده است
.اين پروگرام از سال ٢٠٠٢ تا به حال به منظور وصل کردن روستاها به همدیگر ازطريق سرکها توسط برنامه ملى راه سازى روستايى راه اندازى شده است
.ستار سليم مسوول واحد هماهنگى برنامه ملى راه سازى روستايى، به آژانس خبرى پژواک گفت که اين سرک ها در سطح کشور، بخصوص در ولایتهای بدخشان، بلخ، غور، جوزجان و سمنگان ترميم ، قير ريزى و يا بازسازى شده است
.از چند مکتب در دایکندی یک فرمانده نظامی امریکایی حتی بازدید کرد!!
شبکه سراسری مردم هزاره از بازدید یکی از نظامیان امریکایی از چند مکتب در دایکندی خبر می دهد و این حادثه را به فال نیک می گیرد تا شاید این فرمانده نظامی از وجود صدها هزار انسان در پشت کوههای دایکندی به خارجیها خبر بدهد وسبب توجه آنها به مردم مظلوم و فراموش شده ی هزارجات که در محرومیت و تنگنای مطلق بسر می برند، بشود. مردمی که حتی هنوز از ابتدایی ترین خدمات دولت و شهری برخوردارنیستند و مکاتب شان را خود با هزینه طاقت فرسا فعال نگه داشته اند . اکثر دانش آموزان دایکندی در ویرانه ها و زیر خیمه ها و بدون امکانات تحصیلی درس می خوانند. مردم، مقصر اصلی نمایندگان، سیاستمداران و نویسندگان ورهبران را می داند که در انتقال پیامهای اصلی آنان به خارج و معرفی چهره واقعی دانش دوست و صلح طلب آنان به جامعه جهانی ناتوان بوده درفکر جیب خود و به روز مرگی ، بی آرمانی، مردم فروشی و گدایی پیش دلالان بزرگ سیاست گرفتار شده اند. شبکه سراسری مردم هزاره می نویسد: دایکندی ولایت هزاره نشین در قلب افغانستان است. مردم این ولایت به دلیل هزاره بودن قربانی تبعیض حکومت مرکزی می باشند. در چند سال حاکمیت حامد کرزی، این ولایت کمترین سهم را از کمک های جهانی و دولتی داشته است. تاکنون بودجه های ملی برای ولایت دایکندی کمتر از نیم درصد در سال است. نیروهای آمریکایی مستقر در ولایت ارزگان چند بار از این ولایت بازدید داشته اند. با وجود اینکه چند بار مردم دایکندی از حضور نیروهای بین المللی در افغانستان حمایت کرده اند اما این موضوع باعث جلب کمک های جامعه جهانی نشده است. شبکه سراسری مردم هزاره به مقامات محلی ولایت دایکندی متذکر می شود که باید از حضور نیروهای بین المللی به بهترین نحو استفاده کرد و علاوه بر تامین امنیت، از آنان خواست که انجام طرح های زیر بنایی را روی دست بگیرند.
دانشجویان دایکندی دانشجویان لایق اما محروم
بعض سایتها با بوق و کرنا اعلان کردند دانشجویان دایکندی که در کانکور سراسری شرکت کرده بودند تما ما کامیاب شدند وارد دانشگاههای مختلف کشور شدند. شکی نیست که این دانشجویان دارای استعداد سرشار و تلاش بی وقفه اند اما جای تأمل عمیق ومنصفانه در این است که دانشجویان جوان و لایق و کوشای دایکندی در چه رشته هایی و در کدام دانشگاهها قبول شده اند؟؟؟
آیا این دانشجویان با استعداد با آنهمه تلاش سرانجام فقط داخل یک چار دیواری وخاموشگاه بنام دانشگاه شده اند یا در رشته های مناسب استعداد و لیاقت شان که دارای اهمیت و ارزش صرف سالها عمر و هزینه های سنگین را داشته باشند و در دانشگاههای که حد اقل استاندارد دانشگاه بودن را داشته باشد قبول شده اند؟
هر چار دیواری که دانشگاه نیست. بعض شان بیشتر به زندان و قتلگاه عمر و استعداد شبیه است تا به دانشگاه! اگر می خواهید رشته های را که این جوانان دانشجوی دایکندی را درآنها داخل کرده اند بیبینید. به اینجا مراجعه بفرمایید. و از پایین صفحه صفحات قبلی و بعدی را انتخاب کرده تمام رشته ها را که این دانشجویان لایق را در آنها گرفتار کرده اند به دقت ملاحظه نموده با دیگر ولایات مقایسه فرمایید که دانشجویان دایکندی با داشتن نمرات بسیار بالا درچه رشته های قبول شده اند و دانشجویان دیگر ولایات دقیقا با همان نمره در چه رشته های قبول شده اند؟ مثلا نمرات 260 تا 335 را ملاحظه بفرمایید که از ولایتهای مختلف دانشجویان با داشتن این نمرات در چه رشته های قبول شده اند. ؟
درضمن می بینیم که برخلاف تبلیغات بعض سایتها از روی سادگی و بعض سایتها هم از روی زرگیَ همه دانشجویان دایکندی کامیاب نشده اند و درمیان دانشجویان دایکندی نیز امسال بی نتیجه به چشم می خورد آنهم با نمراتی بی نتیجه مانده اند که اگر از دیگر ولایات می بود در رشته دلخواه شان قبول می شدند و برای شان جشن موفقیت گرفته می شد!!
از سوی دیگر مطلب بسیار جای تأمل این است که از کل ولایت دایکندی با آنهمه جمعیت و شوق و رغبت مردم فقط حدود ۵۰۰ دانشجو در کانکور شرکت توانسته اند در حالیکه شما بعض ولایات دیگر مثلا ولایت بدخشان را ملاحظه بفرمایید که تنها از همین ولایت حدود هفت هزار دانشجو برای کانکور ثبت نام شده است!!!
حالا اگر از ۵۰۰ دانشجوی دایکندی همه اش هم کامیاب شوند آنهم در رشته هایی که فقط سرگرم کننده است و بس چه گلی به سر مردم دایکندی زده می شود؟ در حالیکه از کسانی که به نام دانشجو از ولایت بدخشان در کانکور ثبت نام کرده اند فقط ۵۰٪ شان قبول شوند حدود ۳۵۰۰ دانشجو در دانشگاه راه پیدا کرده اند آنهم در رشته های مناسب و آینده دار! البته با این وضعیت نیز مردم زرنگ و سیاست پیشه ای بدخشان تظاهراتهای بزرگی را به راه انداختند که وزارت تحصیلات عالی تبعیض قومی اعمال نموده و همه ای کسانی را که از ولایت بدخشان در کانکور ثبت نام کرده بودند شامل دانشگاه نکرده است. درحالیکه مردم ساده و صادق ولایت دایکندی کلاه شان را هزار متر بالا می اندازند و بعض وبلاگها و سایتهای ما انترنت را منفجر کردند که دانشجویان دایکندی همه کامیاب شده اند!!!
انتظار می رود از ولایت پرنفوس و پردانش آموز دایکندی امید مردم و دانشجویان به آینده اش مثبت و خوشبینانه باشد و سالانه هزاران محصل در کانکور سراسری ثبت نام نمایند و برای مبارزه با تبعیض قومی و قربانی شدن استعداد و لیاقت دانشجویان نیز در کشور فعالیتهای رسانه ای و بشر دوستانه ای مناسب صورت بگیرد تا دانشجویان و محصلین امید به آینده ای روشن و ایده آل شان را از دست ندهند.
درزمینه ای کاریابی و استخدام دانشجویان فارغ التحصیل نیز دولت افغانستان باید بدون تبعیض قومی و استخدام از اقوام خاص در پستهای کلیدی فقط و فقط لیاقت و شایستگی و توانایی خدمت، را معیار قرار داده دانشجویان فارغ التحصیل لایق و توانا را در پستهای مهمتر استخدام نمایند تا هرکسی در این سرزمین کوشش نماید خودرا توانا و دارای شایستگیهای بیشتر و بهتر نماید تا دارای کار و زندگی امتیازات بالاتر و بیشتر شود.
بهترین افراد برای مبارزه با تبعیض و قوم سالاری خود دانشجویان است که مسلح به سلاح قدرتمند علم و آگاهی است اگر دانشجویان ما در برابر مشکلات کشورمان احساس مسئولیت نکنند از دیگر اقشار جامعه که سواد و توانایی تشخیص و تحلیل قضایای کشور را ندارد چه توقعی باید داشته باشیم؟
برچسبها: دانشجویان دایکندی، محصلین ولایت دایکندی، مسئولیت دانشجویان دایکندی تحلیل متفاوت از کامیابی دانشجویان دایکندی، دانشجویان لایق دایکندی که در رشته های نا کارآمد کامیاب شدند، آیا کامیابی دانشجویان دایکندی به چه میزان برای محرومیت زدایی از این ولایت اثر گذار است؟، دانشجویان دایکندی استعداد با استعداد و پشتکار زیاد اما مورد بی توجهی و تبعیض دولت افغانستان، دانشجویان باید مسئولیتهای خودرا درک کنند و با تبعیض قومی و بی عدالتی در افغانستان مبارزه نمایند، دایکندی ولایتی با جمعیت بسیار اما دانشجوی کم، دولت افغانستان باید روی دانشجویان بیشترسرمایه گذاری کند.
مطالب کوتاه خبری وتحلیلی از تحولات گوناگون افغانستان، وضعیت مردم، عملکرد حکومت، نمایندگان پارلمان و ادارات افغانستان، انتظارات مردم از دولت، فرایند ملت سازی، وحدت ملی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و آزادی، با رویکرد انتقادی ومبارزه با تبعیض و فساد اداری نشر می شود.