مردم ولایات مرکزی هم خواستار بازسازی سرک شدند!

مردم ولایات مرکزی خواستار بازسازی شاهراه کابل هرات(پروژه گردن دیوال) شدند

 اینک از دوران طلایی بازسازی و کمکهای هنگفت و رؤیایی جامعه ای جهانی به افغانستان حدود یازده سال می گذرد و شاهراهها و سرکهای ولایات مختلف کشور بازسازی و پخته کاری شده است اما متأسفانه سرکهای مناطق مرکزی کشور هنوز که هنوز است باز سازی نشده است حتی در تمام ولایت دایکندی که مرکزی ترین ولایت کشور و در عمق افغانستان وجود دارد یک وجب سرک پخته ساخته نشده است.   

رسانه ها گزارش دادند که تیمهای بازسازی ولایتی جمع می شوند و جامعه ای جهانی هم کم کم غزل خدا حافظی می خواند. سال ۲۰۱۴ را آخرین سال حضور خود درافغانستان اعلان نموده اند اما مردم ولایات مرکزی کشور که نه در خواب خرگوشی بلکه در خواب سنگین زمستانی بودند تازه پلکهای شان را باز کرده اند اما گویا هنوز سر از بالش خواب سنگین زمستانی برنداشته اند و از اینکه می بینند کمک کنندگان بین المللی بارشان را بسته اند، تیمهای باز سازی ولایتی برای خدا حافظی دست تکان می دهند سراسیمه شده اند و در یک گردهمایی بین الولایتی از چندین ولایت مرکزی افغانستان در بامیان، خواستار بازسازی حد اقل یک سرک عمده، نه برای مناطق مرکزی بلکه برای کابل و هرات که از مناطق مرکزی می گذرد به عنوان سرک یادگاری دهه ای باز سازی شده اند. سرکی که اساسی ترین و مفیدترین شاهراه برای اقتصاد کشور به شمار می رود و طول مسافت مسیر غرب و شرق کشور را تانصف کاهش می دهد این سرک گذشته از کاهش زمان مسافرت به نصف، موجب ذخیره ای سالانه پنجاه ملیون لیتر تیل(بنزین) نیز می شود.

گرچند اطلاع یافتن مردم مناطق مرکزی کشور از اینکه دنیا در افغانستان آمده است و گوشه گوشه ای افغانستان باز سازی شده است و حالا وقت خدا حافظی جهان با افغانستان رسیده است کمی دیر است اما از باب اینکه گفته اند ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است خواستار شدن مردم مناطق ولایات مرکزی کشور برای باز سازی یک سرک برای کابل و هرات که از این ولایات می گذرد را به فال نیک می گیریم و نوید فصل تازه در سرنوشت مردم مناطق مرکزی افغانستان خواهد بود. 

 

 من دوست دارم راهکاری برای نجات از این محرومیت پیدا کنیم و ابتدا روی

این موضوع فکر کنیم که در محرومیت ولایات مرکزی گذشته از تبعیض و فسادی

که در درون دولت وجود دارد کیها مقصر بودند؟ بنا براین به نظر شما در دهه ای

گذشته که دهه ای باز سازی افغانستان بود چرا مرکزی ترین نقاط پیکر 

پاره پاره ای وطن مان اینگونه بی رحمانه مورد بی توجهی و فراموشی 

قرار گرفت؟ کدام دسته از دسته های ذیل بیشتر مقصرند؟

۱- مردم مناطق مرکزی که به بی توجهی به باز سازی ولایتهای شان اعتراض

جدی و قانونی نکردند و در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان با دقت و

هوشیاری عمل نکردند.

۲- نخبگان، نویسندگان و فعالان فرهنگی که مردم را از حقایق وحقوق شان

و شرایط سیاسی افغانستان آگاه نکرند تا مردم با چشم باز در تصمیمگیریهای

سیاسی و انتخابات شرکت می کردند.

۳-رهبران مردم مناطق مرکزی که شرایط امروز کشور را درست درک نکرند

و صدای محرومیت مردم را به گوش مجامع بین المللی،دولت و

نهادهای ذیربط به صورت قانونی و مؤثر نرساندند.

۴-نمایندگان مردم ولایات مرکزی در پارلمان که خواسته های برحق این مردم

را با جدیت و درایت پیگیری نکردند و به فکر مشکلات آنان نبودند.

اگر نظر خودرا در یک کلمه در بخش نظرات بنویسید در حد یک نظر و راهنمایی

با مردم محروم ولایتهای مرکزی همدردی و همیاری نموده اید.

 

 

ادامه نوشته

تجلیل باشکوه از سالگرد شهادت سردار جواد ضحاک در بامیان

شهید جواد ضحاک خودرا فدای عدالت خواهی برای مردم خود کرد

شهید جواد ضحاک رئیس فقید شورای ولایتی بامیان یکی از شجاعترین چهره های مردمی بود که همواره با صراحت و قاطعیت نسبت به تبعیض قومی و فساد دولت اعتراض می نمود. او نسبت به حقوق مردم سخت حساس بود و به معنی واقعی وکیل مدافع کسانی بود که اورا به عنوان نماینده و وکیل شان در شورای ولایتی انتخاب نموده بودند.

طرح اعتراضی کاهگل نمادین سرک بازار بامیان توسط جواد ضحاک طراحی واجرا شد که بازتاب گسترده در رسانه ها و اثر عمیق در بیداری مردم بامیان و توجه اذهان عامه بسوی تبعیض ناجوانمردانه قومی در بازسازی ولایتهای افغانستان داشت.

می توان گفت جواد ضحاک برای موکلین خود یعنی مردم فراموش شده بامیان با عملکرد صادقانه و دلسوزانه و سرانجام شهادت مظلومانه راه و رسم اعتراض در برابر تبعیضهای قومی و رفتار غیر صادقانه دولت نسبت به مردم بامیان داد. ضحاک شهید به همگی آموخت که در افغانستان هنوز که هنوز است و درقرن بیست ویک همان قبیله سالاری و تبعیضهای بی رحمانه و عریان قبیلوی قرون وسطایی، جریان دارد و عملکردها آن چیزی نیست که سخنرانیها و مصاحبه های چرب و نرم تلویزیونی و رسانه ای مقامات تبارز می دهد. نام دموکراسی و عدالت اجتماعی در تلویزیونها و دیگر رسانه های افغانستان وارد شده اما در مغز فرسوده و تاریک مقامات و عملکردهای شرم آورشان هنوز خبری از دموکراسی و عدالت اجتماعی و کرامت انسانی و احترام به مردم نیست.

امروز سالگرد شهادت آن شهید راه عدالت خواهی و آزادگی بود. شهید ضحاک رفت اما ضحاکها رویید و راه عدالت خواهی اورا با تمام قدرت و تا پای جان ادامه خواهد داد.

به مناسبت اولین سالگرد شهید جواد ضحاک امروز مردم بامیان و تمام عدالت خواهان افغانستان یاد و خاطره اورا گرامی داشتند. در مرکزبامیان محفل باشکوهی به یاد جواد ضحاک برگزارشده بود.

ادامه نوشته

نزدیک به دو سوم جمعیت بامیان یکباره ناپدیدشد!

درسرشماری سیاسی که به فرمایش احصائیه مرکزی در ولایت بامیان صورت گرفت نزدیک به دوسوم جمعیت بامیان ناپدید شدند!!

نمایندگان شورای ولایتی بامیان می گویند در سرشماری دولت از بامیان نزدیک به دو سوم جمعیت این ولایت ناپدید شده است! آنان می گویند بیش از 600000 نفر توسط واکسناسیون وزارت صحت عامه در ولایت بامیان واکسن شده اند و بیش از 134000 شاگرد برحال، اکنون در مکاتب بامیان درس می خوانند اما تیم سرشماری احصائیه که از طرف احصائیه مرکزی کشور فرستاده شده بودند آمار جمعیت این ولایت را فقط در حدود 386000 نفر اعلان کرده اند!

تیم دولتی سرشماری نفوس که با هزینه دولت جاپان و حمایتهای تخنیکی سازمان ملل مأموریت خودرا انجام داده است برخورداری مردم محروم بامیان از خدمات دولتی و امکانات رفاهی را نیز بیشتر از واقعیت نشان داده تلاشهای شخصی مردم بامیان در جهت  استفاده از برق آبی توسط دینامهای خورد و تهیه صفحه های نوری تولید برق آفتابی را نماد برخورداری اکثر مردم بامیان از برق جلوه داده اند!

ولایت بامیان به دلیل داشتن امنیت و مردمان صلح طلب مورد اجرای هرگونه آزمایشات دولتی و اداری برای اولین قرار می گیرد اما از بازسازی و پروژه های بزرگ و ساخت سدهای آبی و سرکهای پخته همچنان محروم است! برای اولین بار مردمان این ولایت خلع سلاح شدند و برای اولین بار در کشور در این ولایت امنیت از نیروهای خارجی به نیروهای داخلی واگذارشد و برای اولین بار از نفوس این ولایت سرشماری صورت گرفته است و...

دولت اعلان کرده است که  به سراغ ولایت امن دایکندی نیز می رود تا نفوس آن ولایت را نیز زیر ذره بین متناقض نمای خود قرار بدهد.

به نظر می رسد بهتر است دولت پیش از سرشماری نفوس محروم ولایتهای محرومی از قبیل بامیان و دایکندی دست کم راهها و سرکهای ارتباطی این ولایات را درست کند تا  مأمورین خودش بتوانند تمام قریه ها و قصبات دور افتاده ای این ولایات را زیر نظر داشته باشند.

ناپدید شدن حدود دو سوم جمعیت بامیان نیز به دلیل محروم بودن اکثر قریه ها و محلات کوهستانی ولایت بامیان از راههای ارتباطی است که مأمورین دولت را از زحمت رفتن به آن مناطق و سرشماری نفوس که در پشت آن دره ها و سنگها نفس می کشند منصرف نموده است!!.

ادامه نوشته

نور چراغ هریکین بامیان تا کابل و واشنگتن رسید

مردم و فعالین مدنی بامیان که شدیدا خسته از تبعیض و بی عدالتی در روند باز سازی و توسعه نا متوازن در کشور می باشند در اقدام نمادین بزرگتر و وسیعتری چراغ هریکین خودرا که از یکسو نماد محرومیت بامیان از بازسازی و انرژی  است و از سوی دیگر نماد روشنی اندیشه و بشر دوستی و صداقت در عملکرد و شفافیت در سیاست است، از بامیان به کابل آورده از آنجا به باراک اوباما هدیه کردند.

سلاح مُـــدرن مردم بامیان!

 

سلاحی مدرن مردم بامیان

 

با چراغ به جنگ تاریکی و تبعیض آمدند!

عکس از استاد نجیب الله مسافر. منبع: http://www.kabul.net.au/ 

 مردم بامیان در اعتراض سمبولیک وهنرمندانه به تبعیض در روند بازسازی و بی توجهی دولت به ساختن بند برق در بامیان که بهترین زمینه سد سازی و تولید برق را دارد، در ابتدا چراغ هریکین خودرا در یک چهار راهی در وسط بازار بامیان،‌ به صورت نمادین آویزان نموده از این طریق خواستار توجه به باز سازی بخصوص ساختن بند برق در بامیان و تولید انرژی شدند اما وقتی کسی به صدای آنان گوش نداد در یک مسافرتی که اسماعیل خان وزیر انرژی و برق به بامیان رفته بود از فرصت استفاده نموده در یک اقدام نمادین دیگر، مستقیما چراغ هریکین خودرا به وزیر انرژی از نزدیک هدیه کرده خواستار توجه به بازسازی بامیان خصوصا برق رسانی به  این ولایت شدند اما وقتی این شیوه اعتراض آنان نیز هیج ثمر نداد و گوش وزیر صاحب انرژی و رئیس صاحب جمهوری به اینگونه خواسته ها و اعتراضات مدنی بدهکار نشد و صدای آنان بی پاسخ ماند این بار در اقدام نمادین دیگر فعالین مدنی بامیان چراغ هریکین خودرا به کابل آورده از بیخ گوش کرزی در معرض رسانه ها و در پیش روی ساختمان پارلمان افغانستان و در چشم دید نمایندگان مردم افغانستان به خود اوباما هدیه کردند تا در سایه روشنی این چراغ،‌ بی عدالتیها و نابرابریهای افغانستان را بیبیند و کور کورانه به سخنان تیکه داران قومی و حکومت تبعیضگرا و  تک قومی افغانستان گوش ندهد.  

فعالین مدنی بامیان با حمل پلاکاردهایی حاوی شعارهای “تبعیض را متوقف کنید” ،

جاده صلح از بامیان می گذرد”،  “عدالت اجتماعی و انکشاف متوازن، خواست ماست” و

بامیان تخریب و دیگر هیچ” خواستار توجه حکومت و جامعه جهانی به این ولایت شدند.

به گفته آنان بامیان مثل بسیاری از ولایات دیگر در فقر و بی عدالتی می سوزد و خواست مدنی و مشروع مردم بامیان توسط حکومت و جامعه جهانی، نادیده گرفته می شود.


این فعالین مدنی همچین اظهار داشتند که عدم توجه به زیرساخت ها در ولایتی که مرکز و محور صلح در افغانستان است، ظلم بزرگی بر جریان صلح در افغانستان می باشد.

ادامه نوشته

نقدجدی عملکرد وکلای هزاره در پارلمان

نمایندگان قانونی مردم در پارلمان مسئول درجه یک انتقال خواسته ها و نیازهای مردم به دولت و نظارت بر عملکرد دولت در توزیع امکانات و فرصتها برای تمام شهروندان افغانستان است. با توجه به همت و تلاش جانانه وتحسین بر انگیز مردم هزاره در شرکت در انتخابات و ر‌أی دادن به وکلای مورد نظر، اما وکلای هزاره ها در دوره ای اول و دوم پارلمان نتوانستند بر خواسته های نفسانی، شهرت طلبی، سودجویی و انتقام گیریهای شخصی خویش پا گذاشته به منافع کلان مردم شان که با هزار آرزو و امید به آنها رأی داده بودند بیاندیشند و خواسته ها و حقوق مسلم مردم محروم اما عزتمند و صلح طلب هزاره را از کام مافیای قدرت و ثروت موجود در دولت مرکزی بستانند.

ادامه نوشته

ضرورت باز سازی در سیاست بازی هزاره ها

واقعیت این است که هزاره ها در افغانستان مدتهای درازی از محور قدرت و دخالت در سیاست و تصمیمگیری کشور به کلی دور نگهداشته شده بودند و  تاکتیکهای عمیق سیاسی و شیوه های حکومت داری محروم بوده اند. با آغاز دوران انقلاب کم کم به تصمیمگیریهای مستقل و بازیهای مهمتر سیاسی دست یافتند اما هنوز که هنوز است از ورزیدگی و هوشیاری لازم برخوردار نیستند و به آسانی و بهای اندک به نفع این و آن حراج می شوند.

بزرگترین مشکل هزاره ها که دست و پای آنان را در میدانهای بزرگ رقابت سیاسی و... قطع کرده نفاق و اختلافات درونی بین هزاره ها است. در شرایطی که باید هزاره ها بیشترین همبستگی و اتحاد را داشته باشند درست برعکس، ازبیشترین نفاق و اختلاف درونی رنج می برند و خودسری و کوتاه بینی رهبران و سیاستمداران هزاره بدترین حقارتها و شکستهای سیاسی در مقابل رقبای سیاسی شان را برآنها تحمیل کرده است بارها در بازیهای بزرگ سیاسی، شکستهای مفتضحانه ای را تجربه کرده اند و کسی به آنان اعتنایی نداشته است اما بازهم از همسویی و همگرایی با همدیگر امتناع ورزیده هریک دست به دامن رقبای سرسخت سیاسی غیر هزاره ای خویش شده اند و از ایجاد جبهه ای واحد وتسلط بر خواهشهای نفسانی خویش به خاطر منافع مردم شان ناتواند اند.

نمونه ای از این سادگیها و نا پختگیهای سیاستمداران و وکلای هزاره را می توانید در تحلیلی که آقای سرور جوادی نماینده ای سابق پارلمان بامیان در مورد ضعف بازی هزاره ها در پارلمان فعلی کشور صورت گرفته است بخوانید. البته فراموش نکنیم که تمام تحلیلها و نظرات جناب جوادی نیز نمی تواند کاملا درست و خالی از داوریهای شخصی و سلیقه ای او باشد.

ادامه مطلب

شعر هزارگی (دل سوخته)

 دلی که نمــو سوزه دل نموشه

خانــــه تنـا تنـا آغـل نمــوشـــه

کودک محروم هزاره در افغانستان hazarah

دوستان همدل سلام. اگر در این اواخر زود به زود آبدیت نمی توانم عذرمی خواهم نهایت تلاش دارم از کمترین فرصت برای همکلامی باشما خوبان استفاده کنم اما متأسفانه کم کم لیاقت همکلامی را از دست می دهم و فرصتهایم بسیار محدود شده است. امشب چند شعر هزارگی را که با اشعار شاعر شاعر دردمند و با احساس هزاره محسن زردادی قاطی کرده ام تقدیم می کنم امید وارم مورد پسند دوستان قدرمندم قرار بگیرد. عین اشعار کامل آقای زردادی را که منشأ الهام بنده قرار گرفته است اینجا بیبینید

دلی که نمـوســوزه دل نموشه

خانــــه تنـا تنـا آغـل نمــوشـــه

 

قــوم جــدا جــدا سنگ ریـزه یـه

سنگ ریــزه ریزه منزل نموشــه

 

سنگای ریزه ریزه جم که شــونه

بلن منزل موشه تای گل نمــوشه

 

 بخشـه تـوتــّـا از تای بار آغــــــیل

کار تانـا کیــــدو دلیـل نموشــــه

 

چــــوتـور سخته بیرارو روزگار مو!

ده آسانی اوسو، مشکل نموشـه

 

توخوم تید نکده زامد نکشـــیده

جاره هرچی بیشی آصل نموشـه

 

لالی گونی کتِه مو ناف چپه خاو

ده ای رقم شاوای مو تیـــــر نموشه

 

وُکیلا خمتُمـا شیشتـــه ده مجلس

ده یک شیشتُه که کس وُکیل نموشه

 

اگه بیخی مو کـمـــــــر بستـــه نکنی

ده سَیل کیـــدو گُشنای مو سیرنموشه

 

نموفامـوم که خوب وبـد ده ای ملک

چیکــه از یکدیگه چیغیـل نموشــــه

 

چیکه اولـوس پس از یکصـد دو صدسال

ده کـار و زندگـی قابـــــــل نموشـــــــه

 

 چیــــکه قدرخوبای خو نمـــیدنی مو

اگه پشت شی نگری سرمیر نموشه

 

اگه تیاغ شونی بلده یکـــد یگـــه

دل مه پوره که قد مو کیل نموشه

بی توجهی به ورزش بامیان

 

بامیان در فصل زمستان بسیاری از سیاحت کنندگان خارجی و داخلی را به خود جلب می کند و کوه پایه های زیبا و همیشه پربرف بابا، مکان مناسب و وسوسه برانگیز ازسوی اسکی بازان، برای این ورزش و سرگرمی هیجان انگیز شناخته شده است.

درگذشته توریزم دراین ولایت فصلی بود و جهانگردان  فقط درفصل های بهار، تابستان و خزان می توانستند از این ولایت دیدن کنند.

ادامه نوشته

تصویری از کوههای بامیان در زمستان

کوههای بامیان

منبع:‌ کلید

عکسهای زیبا از بند امیر بامیان

بند امیر بامیان پس از آنکه از سوی دولت به عنوان اولین پارک ملی افغانستان اعلان شد بیشتر برسر زبانها افتاد و تصاویر جالبی از آن درعرصه انترنت نیز در سطح وسیع نشر شد اما مردم بامیان نظر دیگری دارند آنان می گویند وقتی باز سازی نباشد گذاشتن نام پارک ملی روی بند امیر چه سودی خواهد داشت؟ بلکه برعکس، اندک در آمد که از بلیط توریستان به دست می آید نیز مستقیما به جیب دولت می رود و از سوی دیگر ساخت و ساز و استفاده از طبیعت بند امیر نیز در محدوده ای بسیار وسیع از سوی دولت ممنوع شده است و ساکنان اطراف بند امیر حتی از استفاده از عواید طبیعی بند امیر نیز محروم شده اند.

پس دل خوشی برخیها از گذاشتن پارک ملی روی بند امیر ساده لوحانه و از روی سطحی نگری بیش نیست.

بهرحال دراین پست چند عکس بسیار زیبا ودیدنی را از بند امیر زیبا ی بامیان تماشا کنید. بند امیر زیبا که اولین پارک ملی افغانستان است بهار وتابستان بسیار معتدل و دل انگیزی دارد که با آسمان آبی و هوای پاک ومردمان مهربان بامیان و مناظر زیبای اطراف خود، سالانه هزاران بیننده را بسوی زیبائیهای دیدنی خود جذب می نماید. دراین عصر و زمانه که دوربینهای فوق پیشرفته تصویر برداری وسیله ضروری و همیشه همراه توریستان است کسانی که  از سراسر جهان و ولایات دیگر افغانستان برای تفریح به بندامیر زیبا می روند معمولا دوربینهای خود را همراه برده عکسهای زیبایی برای زنده نگهداشتن خاطرات خود از بند امیر می گیرند.

اینک چندعکس زیبا از بند امیر:

عکس زیبا از بند امیر زیبا

زیباترین تصویر از بند امیر بامیان اولین پارک ملی افغانستان
ادامه نوشته

چند شعر زیبا وخواندنی در رثای رهبرشهید بابه مزاری

 

 

چند شعر زیبا و خواندنی برای رهبرشهید مزاری بزرگ

 

وبلاگ در آرزوی عدالت امروز چند قطعه شعرزیبای زیبا در رثای رهبرشهید برای خوانندگان ومهمانان عزیز وزیبا پسند خود تقدیم می کند امیدوارم از این اشعار خواندنی وزیبا لذت وبهره کامل را ببرید و یادی شده باشد ازآن رهبرفرزانه تاحقی هرچند کوچک از حقهای بزرگی که رهبرشهید استاد مزاری برگردن مادارد ادا شده باشد وقلب آکنده از عشق مان به آن بزرگ از دست رفته جان وجوشش تازه و مزاری گونه بگیر.

بدون تردید رهبر شهید استاد مزاری، مردمی ترین رهبرافغانستان و بنیانگذار بزرگ نهضت عدالت خواهی در کشورما بود. رهبرشهید ما چنان در قلبها وسینه های مرم ما نفوذ کرده بود که بعد از شهادت مظلومانه و درعین حال شیرین و پرافتخارش تنها رهبر افغانستانی بود که غم ازدست دادن او جگر مردم عاشق و یتیم شده اش را بیشتر از هرغم ومصیبت دیگر، سوزاند و سینه های مملو از محبتش را به خروش و قلبهای گره خورده به قلب بزرگ آن رهبربزرگ را به تکانش و جوشش آورد.

 

اوج نفوذ رهبر شهید در دلهای مردمش از زیباترین و سوزناک ترین شعرهایی که در سوگ آن فرزانه بی بدیل توسط شاعران بیدار و درد مند مردم ما سروده شده است به وضاحات آشکار می شود.

شاعران افغانستان گوئی برای گفتن زیباترین شعرها در سوگ رهبرشهید شان مسابقه گذاشته اند که این شعر سرایی و وصف خورشید وجود رهبرتاریخی مردم ما به روزهای شهادت آن پیشوای شهید منحصر نمی شود بلکه نزدیک به بیست سال است که ادامه دارد و زیباترین شعرها که از شاهکارهای ادبی شاعران ما و مفاخرفرهنگی افغانستان به شمار می رود برای رهبرشهید استاد مزاری بزرگ سروده شده وقسمتی از این اشعار که جمع آوری وتدوین شده است سه دفترشعری جداگانه بنام تبروباغ گل سرخ 1-2-3- را شکل داده است که هرکدام باغ پر از زیبا ترین گلهای احساس فرهنگیان و روشنفکران وادیبان افغانستان وشامل زیباترین شعرهای فارسی می باشد.

گرچند شعری که برای رهبرشهید مزاری بزرگ سروده شود چون از دل سوخته و پراحساس بیرون می آید قطعا همه اش زیبا و خواندنی و تأمل کردنی است اما بعض از شعرهای که در مجموعه تبروباغ گل سرخ آمده است حقیقتا زیبای زیبا ودارای مفاهیم بلند و ظرافتهای ظریف وپرمعنی است که می تواند الهام بخش احساس شاعران جوان ونوجوان کشورما که تازه دستی به شعر وسرایشهای زیبا می برند قرار گیرد وچشمه های سرشار از زیبایی و زیبا پروری برای اهل فکر و اصحاب هنرهای زیبا باشد.

من چند شعرزیبا را از سومین مجموعه سوگ سروده ها در رثای رهبر شهید که دم دستم بود وهمینطوری ورق می زدم اما ناگهان جرقه ی برا گذاشتن یکی دوشعر ازآن در یک پست و سهیم نمودن شما در لذت بردن از زیبایی آنها بود، انتخاب کردم که برای شخص خودم زیبا هست و زیبایی دارد اما اینکه از نظر فن ادبی وشعری تاچه پایه زیبایی وکمالات هنری دارد باید اصحاب شعر و متخصصین فن قضاوت نمایند.

سومین مجموعه سوگ سروده ها در رثای رهبرشهید توسط دو نویسنده و شاعرزیباگو وزیبا پسند افغانستان سلمانعلی زکی و علی اکبرشریفی(رهگذر) جمع آوری شده است که جادارد همینجا از این عزیزان با احساس و فرزندان برومند و راستین رهبرشهید بی نهایت سپاس و قدردانی گردد.

 

   اولین شعر که به نظرمن زیبایی خاص دارد وحتما باید نکته به نکته

   مورد دقت وکنکاش قرار گیرد شعری است که  در سایت

   گلچین زیباترین شعرهای روز برای رهبر شهید با عنوان

   " یک شعر خیلی زیبا برای بابه مزاری" منتشر شده است.

   برای خواندن آن  روی عنوان بالا کلیک نمایید.

 


چند رباعی زیبا از سید حسین موحد بلخی شاعرنامدار و زیبا سرای کشورمان در رثای رهبرشهید نیز خواندنی است شعرهای این ادیب ودانشمند فرهیخته مان همه اش زیبا ولبریزاز احساسات پاک و پرمعنی است ولی من فقط چند رباعی از رباعیهای زیبای ایشان در مجموعه سوم را انتخاب کرده ام که تقدیم تان می گردد.

ادامه نوشته

آموزش قانون کار برای مردم بی کار ولایت بامیان افغانستان

اکثر مردم در ولایت محروم بامیان بی کارند و در پیداکردن لقمه نانی برای زنده ماندن خود گیر مانده اند. بی کاری نه تنها برای افراد غیرتحصیلکرده که برای دانشجویان فارغ التحصیل بامیان نیز بزرگترین معضل است.

 اما از آن سو دولت محترم کرزی با رعایت جانب احتیاط و آینده نگری در فکر آموزش قوانین کار برای مردم بامیان افتاده است تا اگر این مردم کدام وقت به کاری دست پیدا نمایند بی قانونی نکنند. این درحالیست که امنترین وصلح دوستترین و قانونمند ترین مردم افغانستان مردم بامیان شناخته شده است.

علی رغم آن برای نخستین بار قانون کار افغانستان برای برخی از کارمندان ادارات دولتی و نهاد های جامعۀ مدنی در ولایت بامیان آموزش داده شد.
آقا شیرین «همت» مسؤول بنیاد «آسیا» به خبرگزاری  بست باستان گفت: «ما قانون کار افغانستان  و معیارهای بین المللی کار را به 170 نفر از کارکنان دولت و نهاد های اجتماعی آموزش دادیم.»
او افزود: «بیست درصد اشتراک کننده های این برنامه را زنان تشکیل می دادند.»
به گفتۀ آقای همت این برنامه توسط وزرات کار و امور اجتماعی با همکاری بنیاد آسیا راه اندازی شده است.
با آن که قانون کار افغانستان در سنبلۀ 1387 خورشیدی تدوین و تصویب شده است، اما تاهنوز به دسترس عموم قرار نگرفته است.
این در حالی است که در ولایت بامیان بیشترین کارمندان و کارفرمایان دولتی و غیر دولتی از قانون کار، مقررات و امتیازات آن چیزی نمی دانند.

منبع: http://bostnews.com/details_dr.php?id=3190&cid=6

یک خاطره ی خواندنی وبیاد ماندنی از ولایت بامیان!

 بامیان

« به بامیانِ بدون برق ، بدون سرک و بدون میدان هوایی برای دیدن مردم درجه سه خوش آمدید!!»

درگشت وگذارهای انترنتی ام به یک خاطره جالب و خواندنی از ولایت بامیان در وبلاگ بتول محمدی برخوردم. ایشان از یک معارفه جالب و جذاب میان اعضای نهادهای مدنی بامیان و سرمنشی خاص ملل متحد در افغانستان گزارش داده اند. معارفه ی که در آن بابه محسنی از اعضای شورای ولایتی بامیان دریک جمله مختصر و مفید، هم خوشامد می گوید،هم ولایت بامیان وهم مردم بامیان را بسیار جامع ودقیق معرفی می کند.(زدن بایک تیر به سه هدف مهم!) عین گزارش و آن جمله تاریخی اش تقدیم تان:

امروز در جلسه ای که یوناما برای نشست و گفتگوی اعضای جامعه مدنی بامیان با مارتین کوپلر نماینده خاص سرمنشی ملل متحد در افغانستان ترتیب داده بود از موضوعات و مشکلات بسیار سخن گفته شد اما خوش آمد گویی ای که بابه محسنی با ظرافت و نکته سنجی همیشگی اش بر زبان آورد هم ما را خنداند و هم اوج فاجعه را برجسته کرد:

« به بامیانِ بدون برق ، بدون سرک و بدون میدان هوایی برای دیدن مردم درجه سه خوش آمدید!!»

 پایان خاطره.

این خاطره درعین اختصار و شیرینی اش بسیار پرمعنی و دقیق است و ولایت بامیان و رویکرد دولت افغانستان نسبت به بامیان باستان و مردم شریف و صلح دوست بامیان را به خوبی به تصویر می کشد.

 

وای از تبعیض بی رحمانه قومی در افغانستان!(شعر پر از درد و ناله یک شبه شاعر)

حقیقت این است که اساس تمام بدبختیهای موجود در کشورمان قوم پرستی و تبعیض بی شرمانه ی مقامات و مدیران است که روز به روز به وحدت ملی و اقتدار میهن عزیزمان آسیب می رساند.

 در سایت جاغوری یک درد دلی جالبی از نویسنده بنام حوتقولی در باره ی بی توجهی به مردم بامیان وتبعیض قومی وزرا و مقامات دولت نشر شده که به خواندنش می ارزد.


وای از تبعیض قومی وزیران و رئیس!

به مناسبت آب درهاونگ کوبی مردم بامیان :

 

آب در هاون چه کوبی ای عزیز؟
همه سرگرم فســاد وریخت و ریز

چشمها را یا که خون بگرفته است
یا دلار و کــیسه ی پول دیده است

گوشها پوشیده و کر گشته است
قلبـها آلــوده و  پوسیــده  است

  دل طمع دارد که ملیاردها دلار
  یک شبـــه آید بدون رنج و کار

رأی مردم قول و سوگند خدا 
شد فـدای نفع  قــوم و أقـربا

هروزیری با همه نیرنگ و فن
  قوم خود بگرفته در زیر چپن

می برد بودجه چون کشمش نخود
سوی قـوم و قـریه و فامیـل خود

نیست ملت سازی و عدل و عمل
هست ملت سوزی و جورو ودغل

ازدمــوکـراسی وآزادی و حـق انتخــاب
قسمت ما رأی دادن شد بدون یک جواب

رأی دادیـم رأی دادیـم رأی و رأی...
حق ماکو؟ اینهمه محرومیت تابکی؟

پاسخ ما وعده های بی عمل تا کی بود؟
مردم ما در فشار و درضرر تاکی بود؟

مردم ما بهـترین فرمـانبــر دولت شــدند
امنیت را حفظ کردند حافظ وحدت شدند

  هیج تاوانی، به دولت و به کشور نزدند
  پیشگام، صلح بودندُ و دم ازملـت  زدند

همه جویای عـدالت و صداقت بوده اند
  قانع و آرام و خواهان اخوّت بوده اند

لیک دولت پاسخـش بی اعتنـایی بوده است
تبعیض وبی رحمی ویکسر، فراموشی بودست

وای از تبعیض قومیِ وزیران و رئیس
وای ازجــور و فساد حاکمــان بی تمیز

کاش روزی وطـنم آزاد و با عـزت شـود
صاحب دولت پاک و صاحب شوکت شود

مردم کشــور بـرادر وبـرابـر بشــود
خاک میهن از گل خدمت معطّر بشود

ادامه نوشته

کمپاین آلوده سازی هوای دل انگیز بامیان با جنراتورهای کهنه و پرمصرف!

 

    با اینکه بامیان باستان با داشتن رودخانه های خروشان و دره های پرآب، بهترین موقعیت برای ساختن بند برق را درکشور دارا می باشد، اما بعد از ده سال بازسازی کشور و کمک جامعه جهانی ،دراین ولایت امن و باستانی به جای ساختن بندبرق پروژه ی آلوده سازی هوای پاک و بی مانند ش توسط جنراتورهای دیزلی به بهانه ی تولید برق آغاز شد. به نظر می رسد از سود  این جنراتورها ضررش برای مردم آن ولایت بیشتر است. حیف است برای این کار یک دلار هزینه شود. بهتر بود به جای آن ساختن بند برق توبچی را با جدیت بیشتر شروع و باسرعت بیشتر تکمیل می کردند.

آیا جنراتور های کهنه وپرمصرف، خانه های تاریک بامیان را روشن خواهد کرد؟

پروژه ی برق دیزلی درمرکز شهرولایت بامیان تهداب گذاری شد.

بودجهء این پروژه ی برق دیزلی، حدود هشت صد وشصت هزار دالرامریکایی ازکمک های کشور ناروی به افغانستان است که توسط بنیاد توسعه ای آغاخان دربامیان اجرامی گردد.

این پروژه برق رسانی که ظرفیت تولید 600 کیلووات برق را دارا است؛ در دومرحلهء کاری انجام می گیرد که شامل ساختن جنراتورخانه ونصب جنراتورهای دیزلی می باشد.

داکتر حبیبه والی ولایت بامیان گفت: مرحله ی اول این پروژه، ساختن یک جنراتورخانه دربازار بامیان و مرحله دوم آن، برق رسانی به بازاراین شهر، قریه های جگره خیل، زرگران، داوودی وجوی شهر می باشد.

وی افزود، این پروژه که تا اواخرسال 2011 به بهره برداری سپرده می شود و درآن ازدو پایه جنراتور دیزلی استفاده می شود.

اما بابه محسنی یکی ازریش سفیدان مرکز ولایت بامیان به خبرگزاری بست باستان گفت: این جنراتورها که ازپنج سال پیش خریداری گردیده، یک بار برای چند ماه فعال شده بود؛ دوباره به خاطر بالا بودن مصرفش از فعالیت بازمانده بدون استفاده گذاشته شده است.

محسنی علاوه کرد:" مطمئن نیستم که این جنراتورهای کهنه بتوانند خانه های تاریک مردم بامیان را روشن کنند؛ به گفته وی بیم آن می رود، بازهم مردم مرکز شهر بامیان جهت استفاده روشنایی در خانه های شان از چراغ ارکین استفاده کنند. "

واحدی بهشتی عضو شورای ولایتی بامیان نیزبا انتقاد از وزارت آب و برق گفت: باوجود ی که شورای ولایتی و مردم بامیان از وزارت آب و برق درخواست های مکرر برای تأمین برق دراین ولایت داشته اند ولی تاهنوز کدام جواب مثبتی از آن وزارت دریافت نکرده اند.

این درحالیست که مردم بامیان با اعتراض ازعدم توجه این وزارت طی یک راه پیمایی مسالمت آمیزدریک چوک، ارکین آویزان نموده و آن را به نام چوک ارکین مسمی نموده بودند.

 برگرفته از: خبرگزاری بست باستان

   

مرکب سواری جالبی دیگر!

 

خر خدمتگذار صدبار بهتر ازانسان خیانتکار 

امروز به وبلاگ شاعر با احساس و شیرین سخن کشور جناب هویدا(ناصر عارفی) سر زدم ، از قضا دیدم ایشان نیز از تظاهرات های متوالی مسالمت آمیز و نمادین محرومترین مردم کشور، یعنی باشندگان زجردیده ی بامیان وناشنوایی و بی توجهی دوامدار مقامات دولت، احساس همدری اش با مردم فوران کرده ،داستان کهنه تقدیر از الاغ و گلایه از مسئولین را به بیان تازه تر نگاشته است. آنطوری که دیده می شود این داستان سری دراز دارد و حالا حالا ادامه خواهد داشت تا دیده شود بار دیگر این حکایت کهنه با مضمون نو از آستین کدام ظریف نکته گو بیرون داده می شود؟  من از خواندنش خیلی لذت بردم دریغم آمد که  مهمانان وبلاگم را نیز در شیرینی این حس تازه و تجدید پیمان دوباره بامردم به ستوه آمده بامیان شریک نکنم .

 

بیا باری به دوش خر گذاریم

غم دل را به پشت در گذاریم

برای رفع هر تبعیض در شهر

جهان را بر تراغ سر گذاریم

 

اگر برلب تبسم کرده مرکب

هزاران رقص با دم کرده مرکب

سزاوار مدال افتخار است

که در دل یاد مردم کرده مرکب

 

الاغ با وفا پالان ندارد

تن پر زخم او درمان ندارد

بدوشش کوله بار مشکلات است

شروع محنتش پایان ندارد.

 منبع: نگاه پنهان

 

خیمه ی اعتراض شهید ضحاک برپا می ماند!

 

با گذشت یک هفته از شهادت مظلومانه جواد ضحاک رئیس دلسوز شورای ولایتی بامیان، داغ مردم ما همچنان تازه است و باگذشت هر روز و احساس عمیقتر وبیشتر جای خالی قهرمان این ولایت، سوز گداز مردم نیز بیشتر می شود و فریادها و ناله ها بلند تر. جوانان بامیان برای خونخواهی ضحاک و بی توجهی مسئولین امنیتی کشور نسبت به مجازات قاتلان شناخته شده ی آن شهید مظلوم، دست به تظاهرات دوامدارا زده اند و خیمه ها ی تحصن اعتراضی را به یاد خیمه های عدالت طلبی ضحاک شهید، در همان جایی که ضحاک شهید برپاکرده بود نصب کرده اند و شعار شان اینست که خیمه های عدالت خواهی مردم ما که توسط ضحاک شهید برپا شده بود تا مجازات قاتلان ضحاک شهید و تأمین عدالت اجتماعی وتوسعه متوازن و امنیت سراسری در کشور هرگز جمع نخواهد شد و برای همیشه ادامه دارد. گزارش این اعتراضات را در اینجا و اینجا بخوانید.

 

بیش از  ده هزارکیلومتر  سرک ساخته شد ، ماهنوز اندرخم یک کوچه ایم!!

 

خبر گزاری پژواک چندی پیش گزارش داد جدا از ساختن شاهراهها وجاده های بزرگ، بيش از ده هزارکيلومتر سرک ازسال ٢٠٠٢ تاکنون ازطريق برنامه ملى راه سازى روستايى درکشور، بازسازى گرديده است .

اين پروگرام از سال ٢٠٠٢ تا به حال به منظور وصل کردن روستاها به همدیگر ازطريق سرکها توسط برنامه ملى راه سازى روستايى راه اندازى شده است.

ستار سليم مسوول واحد هماهنگى برنامه ملى راه سازى روستايى، به آژانس خبرى پژواک گفت که اين سرک ها در سطح کشور، بخصوص در ولایتهای بدخشان، بلخ، غور، جوزجان و سمنگان ترميم ، قير ريزى و يا بازسازى شده است.

ادامه نوشته

جنرال پتریوس فرمانده کل نیروهای امریکایی در افغانستان نیز از بامیان، حتی بازدیدکرد!!

رسانه ها گزارش دادند که جنرال پتریوس و همراهانش برای هماهنگی با مسئولین بامیان جهت انتقال امنیت آن ولایت به نیروهای داخلی به بامیان سفر کرد. خانم سرابی والی بامیان که باتمام لیاقت وزحماتش بازهم قدرتش نرسیده تا حداقل زیر ساختهای ولایت امن بامیان را بازسازی نماید، از فرصت استفاده نموده توجه جامعه جهانی را به بازسازی این ولایت نیز درجلسه مطرح نموده بعد از آن با آب وتاب به زبان رسانه ها انداخت تا کمی از فشارهای اعتراض مردمی براو کاسته شود وچند روزی را نفس راحت بکشد. گرچند پیش از این حتی خانم لورا بوش که خانم و نماینده رئیس جمهور وقت امریکابود به بامیان سفر رسمی نمود اما حاصل آن فقط اسفالت چند متر سرک داخل بازار بامیان بود وبس! جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی مثل همیشه داد وفریاد زیاد کرد وخواهان رسیدگی به ولایت محروم "بامیان" شد اما مسئولین هیئت مهمان نیز مثل همیشه تکرار کرد که جامعه جهانی به تعهدات خود درقبال کشور"افغانستان" پایبند است!

مردم می گویند سازمان ملل فقط حقوق بشربامیان را که صلح دوست ترین و دانش پرورترین ولایات است بازسازی می کند وچندین مؤسسه مربوط به حقوق بشر و امثال آن در بامیان حضور دارد. اما از بازسازی حقوق شهر و راهها و زیربناهای شهری واقتصادی برای بشر آن ولایت، خبری نیست! خداکند این بار به حقوق زیربناهای آن ولایت نیز کمی رسیدگی شود.

مطابق یک گزارش دیگر آقای جان جلیس مشاور ارشد دفتر مرکزی برنامه انکشافی ملل متحد در افغانستان نیز، در جلسۀ بورد ولایتی برنامه انکشافی ملل متحد روز یکشنبه 18 ثور 1390 که به ریاست داکتر حبیبه سرابی والی بامیان با اشتراک مسئولین UNDP رئیس وتعدای از اعضای شورا ولایتی ، تعدادی از روئسا ومسئولین اداره محلی بامیان در این ولایت دایر شده بود اظهار داشته و با اشاره به نواقص و انتقادی که از روند اجرای پروژه ها بر مبنای تامین امنیت تطبیق شده اند، گفت: از این به بعد رویکرد ما مبنی براجرای پروژه ها برمحور فقر زدایی متمرکز خواهد بود. که میتواند بر توازن برنامه های انکشافی در افغانستان کمک نماید.

بامیانیها دعا می کنند زود تر ولایات ثروتمند ومرفه نشین کاملا آباد واشباع شده رویکرد ثروتمند سالاری و سرمایه افزایی جامعه جهانی تمام شود که نوبت به رویکرد فقر زدایی و توجه به محرومین برسد؛ (البته اگر تا آن زمان،که جامعه جهانی خارج می شود دوباره جنگهای داخلی وپروژه های بزرگ ویران سازی شروع نشود). ازده سال پیش تاحالاهمیشه دقیقا همین شعارها وهمین آرزوها دربامیان تکرار شده اما زمان خلاف آنرا قضاوت کرده است. بیبینیم درآینده قاضی دقیق وراستگوی زمان چگونه قضاوت می کند؟

احمد بهزاد: محرومیتهای بی رحمانه و باور نکردنی هزارجات را تا می توانیم افشا کنیم

یکی از مصاحبه های تاریخی احمد بهزاد نماینده ی پارلمان هرات در مجله ی پرسشگر بامیان چاپ شده و در وبلاگ کبیر تابش نیز به نشر گرفته شده است. آقای بهزاد که از آگاهی و قاطعیت مثال زدنی برخوردار است. در این مصاحبه حقایق بسیاری را بازگو نموده و راهکارهای مفیدی را برای محرومیت زدایی هزارجات و توسعه عدالت اجتماعی کشور ارائه فرموده است. بی تردید تبعیض و تحریم که نسبت به هزاره ها در طول تاریخ دوصد ساله اخیر و در دوران حکومت کرزی اعمال شده نسبت به هیج یک از اقوام ساکن در کشور حتی اقوام غیر مسلمان نیز نمونه ندارد. دردناکتر از همه اینکه حتی دردرون یک ولایت، مناطق هزاره نشین آن، منزوی و محروم نگهداری شده و مناطق اقوام دیگر همان ولایت کاملا آباد و بازسازی شده است. آقای بهزاد برای بیرون رفت از این محرومیت وانزوای تاریخی که توسط گروهها و قومیتهای مختلف بر مردم هزاره تحمیل شده است راههای خوب بیرون رفت طرح نموده که قابل تأمل ودقت است.

بهزاد تشریح نموده که :حکومت افغانستان هنوز از درد قومگرایی و قبیله گرایی رنج می برد که از گذشته ادامه داشته، همچنان که در طول تاریخ افغانستان به مناطق خاصی توجه نشد و بایکوت صورت گرفت. در حال حاضر نیز با وجود اینکه به قانون اساسی افغانستان به عنوان اصول مسلم آمده و صراحت یافته، بازهم ما شاهد تداوم سیاست های تبعیض آمیز گذشته هستیم. می شد که در بامیان سرمایه گذاریهای کلان صورت بگیرد، حداقلش این بود که برای رشد صنعت جهانگردی یا توریزم در بامیان توجه می شد و چند عمارت برای سکونت جهانگردان دراین ولایت  بوجود می آمد. اما حکومت به دلیل رفتار تبعیض آمیز، حتی چند ساختمان که برای سکونت جهانگردان باشد نیز نساخته است.

شما نقش حکومت محلی بامیان را در محرومیت و زندگی دشوار بامیان در چه سطحی می دانید؟

زمانیکه خانم سرابی به عنوان والی بامیان تعیین شد، به عنوان اولین والی زن در تاریخ افغانستان،یک خوشبینی و دلگرمی به وجود آمد که از این پس جامعه جهانی، برای موفق کردن ویا موفق نشان دادن مدیریت یک زن، بیایند سرمایه گذاری بکنند در بامیان و کمکهای خود را در این ولایت بیاورند. اما جامعه جهانی هم متأسفانه عمل شان برخلاف شعار شان است. من این مسئله را به دیپلوماتهای خارجی در کابل به صراحت گفتم که شما از حقوق زن و از کار زنان در مدیریت های کلان حرف می زنید اما برای موفق نمودن مدیران زن تلاش نمی کنید. اینست که خانم سرابی آنچه که شایسته بود و است، از سوی جامعه جهانی حمایت عملی نشد. به همین دلیل خانم سرابی هم کاری که شایسته بامیان است انجام داده نتوانست.

این به عهده رسانه های ما است که بکشانند به افکار عموی غرب که سردمداران غرب در عملی ساختن شعارهای شان صادق نیستند و هیچ گونه برنامه ای ندارند برای موفق ساختن زنان مدیر در افغانستان.از سوی دیگر وقتی دولت به  والی و ولایتی توجه نکند طبیعی است که  در داخل آن محیط، نارضایتی ها و جنجالهای پیدا می شود.

مردم بامیان مجبورند اعتراضات خود را در قالب اقدامات سمبولیک مانند کاهگل کردن سرک، دادن مدال به مرکب و ... نشان دهند. با آنهم هیچ اعتنایی از جانب حکومت مرکزی و محلی صورت نمی گیرد، دلایل آنرا در چه می بینید؟

ما یک مشکل کلان داریم، مردم هزاره در کنار مشکل داخلی یک مشکل در سطح کلان دارد. متأسفانه ما در مرزهای بیرون از افغانستان، در کشورهایی که حامی افغانستان هستند و به نوعی در مسائل سیاسی و اقتصادی این کشور تأثیرگذار هستند، ما در آن کشورها "لابی" نداریم. برای مثال شما اگر بخواهید روی بامیان در یک کشور خارجی بحثی را مطرح بکنید، ابتدا باید این ولایت را معرفی نمایید، محرومیت این مردم را تشریح نمایید.

متأسفانه سیاست سیاستمداران هزاره بسیار ضعیف است. ما نتوانستیم که با جهان مستقیماً رابطه برقرار بکنیم. زبان دنیا را نمی فهمیم، در کشورهای بزرگ و تأثیرگذار دارایی "لابی" نیستیم.

حکومت افغانستان هنوز از درد قوم گرایی و قبیله گرایی رنج می برد و من فکر میکنم نمی توانیم به تنهایی مشکلات مردم خود را توسط این حکومت بی کفایت حل بسازیم. آنچه که ما نیاز داریم ارتباط با جامعه جهانی و مطرح ساختن دردهای تاریخی و مشکلات فعلی  مردم ما در رسانه ها و مطبوعات غربی است.

مسئولیت فرهنگیان و نخبگان بامیانی را چگونه می دانید؟

اولین مسئولیت را چهره های اجتماعی، فرهنگی و مخصوصاً  رسانه ای ما دارند. ما باید تلاش بکنیم که دردهای تاریخی خودرا، محرومیت های تاریخی خود را و شرایط اسفناکی که ما در ده سال اخیر داشتیم، کتمان نکنیم. این را بدهیم بیرون، به هر اندازه که این را وسیعتر پخش بکنیم می تواند کمک بکند به محرومیت زدایی.

ما باید فشار را بر مطبوعات خارجی بیاوریم. رسانه های خارجی بالای افکار عمومی کشورهایشان تأثیرگذار هستند و افکار عمومی بالای دولتهایشان. همچنین در قسمت دولت افغانستان من پیشنهاد می کنم با پرهیز از خشونت و ماجراجویی ما باید اعتراضات مدنی خود را منسجم تر، محکمتر و فعالتر بسازیم.