جواد ضحاک رئیس شجاع و پرشور شورای ولایتی بامیان که ازروز جمعه به دست افرادمسلح به نام طالبان در دره غوربند اسیر بود. پس از شکنجه های  زیاد، بی رحمانه و قساوت آمیز، به شهادت رسیده صبح امروز جنازه اش ازدشتک قمچاق ولسوالی سیاه گرد ولایت پروان به دست آمد. ضحاک یکی ازبرجسته ترین مدافعان مردم ما و بدون تردید به معنی واقعی فداکار و دلیر بود. بخاطر منافع مردمش ودفاع از حق، از رویارویی با هیج کسی پروایی نداشت و با قاطعیت و صلابت مزاری گونه با تبعیض وبی عدالتی مبارزه می کرد. یک مورد کسی بیاد ندارد که ضحاک در برابر بی عدالتی و استبداد حاکم در کشور، سکوت و سازش را ختیار کرده باشد. او مجسمه جوانمردی و ایثار بود و برای شهادت آفریده شده بود. لحن کلام و طرز رفتارش شهید وار و بی پروا بود.بوی شهادت می داد ودراین اواخر عمرش شب و روز ازشهادت و رهبر شهیدمی گفتت، او یادگار گرانبهای رهبر شهید و سرمایه  بزرگ و بی نظیر مردم مابود که ثمره سالها مبارزه و سوختن در کوره های داغ و سوزان مقاومت ومبارزه باظلم وجفای قدرت طلبان و فریبکاران سیری نا پذیرقدرت و ریاست بود. پرکردن جای خالی ضحاک در روزگارما . پرکردن جای خالی ضحاک در روزگارما آسان نیست اما به یقین شهادت آن شمع شبهای مردم ملیونها ضحاک را بیدار و آماده مقاومت ومبارزه کرده است. شگفتا اینکه خود جواد عزیز نیز وصیت کرده بوده که بعد از شهادتم  درصورت امکان و صلاحدید مرا در  مرقد مطهر رهبر شهید ودر کنار بدن آ ن مراد ومقتدایم  دفن کنید. مانمی فهمیم که چه پیوندی میان این دو عاشق و معشوق بوده واین سرباز فدایی تا چه حد نسبت به آن رهبر تاریخی  وفادار بوده که حتی در آخرین لحظات عمرش ودر کمترین فرصت تماسی که با موسفیدان داشته مهمترین خواسته اش این بوده که مرا در پیش قدمهای رهبرم دفن نمایید تا بعد از مرگم نیز جسدم پاسدار جسد رهبرم باشد و قدمهای زائران رهبرم را با کاسه چشمانم استقبال نمایم. یقینا این عشق و وفا هرگز نمی تواند خاکی و زمینی باشد بلکه از نوع پاک و آسمانی آن است که فقط  دردانه های روزگار از آن برخوردارند.

برهانی بامیانی در وبلاگ خود آورده است:

سرانجام ساعت ۵ امروزپیکر پرخون جوادضحاک به آغوش بامیان بازگشت،وازمیدان هوایی تامسجدرهبرشهید،باحضورهزاران نفرازمردم بامیان،تشییع گردیدوقراراست فردادرگلزارشهدای بامیان،درکنارشهدای بامیان آرام گیرد

 

قراراطلاع هنوزازمقامات ورهبران کسی نیامده وتنها"جنرال جوهری" معاون وزیردفاع بدن اوراهمراهی نموده است.

آری جوادضحاک این گونه مظلومانه ازمیان مارفت!

بارفتن جوادضحاک،مردم مایکی دیگرازفرزندان دلیروشجاع خویش رادرراه آرمان عدالتخواهی ومبارزه باظلم وستم،تبعیض وبی عدالتی،ازدست داد.

آقای جوادضحاك از محافظین خاص رهبر شهید استاد مزاری بود ودر كنار ایشان مجروح گردید ودر دوران حزب وحدت در بامیان سكرتر ومسؤل بخش مخابرات بود. پس ازجدای آقای محقق ازآقای خلیلی،ضحاک جزء طرفداران آقای محقق بود،وبه نمایندگی ازحزب وحدت مردم افغانستان کاندیدشده وبه شورای ولایتی راه یافته بود.آقای ضحاک درهردودوره دوره نمایندگی اش درشورای ولایتی،ونیزدردوره ریاستش براین شورا همیشه روحیه پرخاشگری وانتقادی نسبت به سیاست های دولت وعملکرد ولایت داشت ومحرومیت بامیان راعملاوعلناًفریادمی کشید.

درواقع جوادضحاک زبان سرخ مردم بامیان بودکه همیشه فریادرسای عدالت ازحنجره اوشنیده می شدومن شخصاًجوادضحاک رایکی دیگرازقربانیان عدالتخواهی مردم خویش میدانم،که البته باشهادت اونیزاین پرونده بسته نخواهدشد،ومابایدقربانیان زیادرادرراه عدالتخواهی ومبارزه باظلم وستم وتبعیض تقدیم نماییم.امااین قربانیان بایدازمیان افرادجسور،شجاع ونترس باشدکه بی باکانه به استقبال شهادت بروند.جوادضحاک یکی ازهمراهان رهبرشهیدبودو عدالت خواهی او،اسارت او،مظلومیت او،وسرانجام شهادت او،ونیزبازگشت پیکرخونین اوبه بامیان،شباهتهای جوادضحاک است به رهبرشهیداو؛گویاهمه اینهاراجوادازرهبرش به ارث برده بود.

سرور جوادی نیز دریکی از یاد داشتهایش پیرامون شهادت این مرد بزرگ می نویسد:

این عمل زشت گذشته ازروایت جنون وجنایت مردمی كه مرتكب عمل شده اند،حكایت ازحقایق بسیاردیگر نیز دارد:

1- بی كفایتی نیروهای امنیتی وپولیس؛ زیرا درروز واقعه شاهراه پروان- بامیان به قصد كشتن یك مقام ارشد دولتی پروان كه از آن مسیر عبور می كرده ، تحت مراقبت وكمین آدم كشان بوده است؛ مسیر ازسوی پلیس برروی ترافیك مسدود می گردد تا كاروان شان را عبوردهند كه هم از اثر این بندش عمدی راه، مسافرین زیادی متوقف می مانند وهم تروریستهای محلی كه خانه های شان متصل شاهراه است، از گیر آوردن شكار مطلع می گردند وحین عبور كاروان مذكور، نا گهان در گیری آغاز می شود وپس از مدتی پلیس جان شان را از معركه كشیده مردمانی را كه متوقف كرده بوده اند در میان آتش ووحشت تنها می گذارند وازجمع این مردمان بی گناه آقای ضحاك وهمراهانش نیز بوده اند.

2- بی تفاوتی پلیس: باوجودیكه پولیس پروان از واقعه مطلع بوده ووالی پروان اولین مقام رسمی دولت بود كه خبر اسارت ضحاك را به خبر گزاری بست اطلاع داد، هیچ اقدامی برای دستگیری و تعقیب گروگان گیران نكرده است، با وجودیكه گروگان گیران افراد مشخص وسرشناس به رهبری ملا مطیع الله بوده اند، حتی پلیس پروان با وجودیكه تعداد زیادی در ولسوالی سیاه گرد حضور دارند ومحل واقعه نیز در نزدیكی بازار ولسوالی وپسته مركزی پلیس است، ساحه را تحت مراقبت نداشته وقاتلین به راحتی پس ازار تكاب جنایت، در مسیر شاهراه جنازه ها راانداخته وساحه را ماین گذاری كرده اند وخود در اطراف مراقب هستند تا در حین بر داشتن پیكر ها باز قربانی بگیرند.

3- پلیس پروان به همراه پلیس بامیان وپی آر تی بامیان همراهی وهماهنگی جهت عملیات رهایی گروگان ها نكرده وگفته اند كه گروگان گیرها در تماس با موسفیدان وعبدالستار خواصی غوربندی كه عضو مجلس نمایند گان است، خواهان مذاكره گردیده اند ودر جریان مذاكره هرنوع عملیات موجب به خطر افتادن جان اسرا می گردد، درحالی كه آقای خواصی در كابل بوده وهیچ تلاشی برای آزادی اسرا نكرده است وپلیس هم به همین بهانه شانه از زیر بار مسؤلیت خالی كرده است.

4- همه واقعات فوق نشان می دهد كه دولت در كل در قبال این موضوع بی تفاوت بوده وهیچ اقدامی نكرده است، بی تفاوتی مقامات زمانی واضح می گردد كه عوامل جنایت مذكور نه تنها مشخص بلكه دارای حامیانی در درون نهاد های دولتی نیز می باشند

.5- ونكته آخر اینكه زندگی برای ما هزاره ها چقدر دشوار است وما به دلیل محاصره بودن چقدر تاوان باید بپردازیم؛ حتی تاوان زنده فرار كردن دیگران را!!

با تاسف ودرد ودریغ واندوه این جملات را نوشتم ونسبت به مظلومیت ضحاك ومحرومیت قومم دلی پر از خون وسینه آكنده از درد ورنج وآه وحسرت دارم وامید وارم كه مردم هزاره عبرت بگیرند ودر تغییر سرنوشت شان بكوشند ورنه ملتی كه از تاریخ، پند پذیر نباشد، محكوم به تكرار تاریخ است؛ حرفی كه مكرر گفته شده وكمتر شنیده.

شاهبازی زین قفس آخر پرید!


روحش شاد و مرامش ماندگار و پرثمر باد.

منبع عکسها و عکسهای بیشتر: وبلاگ زندگی دربامیان