آشنایی با افکار و زندگینامه جامعه شناس معروف آلمانی ماکس وبر

شاید کمتر کسی باشد که نام ماکس وبر جامعه شناس تأثیرگذار و معروف آلمان رانشنیده باشد. ماکس وبر بیشترین تأثیر را بر مکاتب مختلف جامعه شناسی و تحلیلهای اجتماعی گذاشت و هنوز هم نظریات جامعه شناسی ماکس وبر از نظریات مطرح و جنجالی جامعه شناسی و مدلهای حکومت داری به حساب می آید.
ماکس وبر(1920- 1864) جامعه شناس شهیر آلمانی اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست میلادی بود.
وی از بنیانگذاران جامعه شناسی محسوب می شود. اهم مفاهیمی که وی وارد این علم کرد عبارت اند از تفهم، نوع آرمانی، تفرد پدیده های جامعه شناختی و تاریخی و فراغت از ارزش یا بیطرفی ارزشی.
روش شناسی ماکس وبر از نوع تفهمی و خردگرا است که با روش شناسی پوزیتویستی تفاوت دارد.
روزشمار زندگی
1864- 21 آوریل. تولد ماکس وبر در « ارفوت»، در « تورنیگه». پدرش حقوقدان بود، از خانواده ی صاحبان صنایع و تجار نساجی « وستفالی»، وی در سال 1869 با خانواده اش به برلن آمد و عضو « دیت» شهری، نماینده ی « دیت» پروس و نماینده ی « رایشتاک» شد. وی جزو گروه لیبرال های دست راستی تحت رهبری « بنیگس» از اهالی « هانور» بود. مادرش « هلن فالنشاین- وبر» زنی با فرهنگ بسیار بود و بشدت نگران مسائل مذهبی و اجتماعی. وی، تا لحظه ی مرگش در 1919 با پسرش روابط فکری نزدیک داشت و آتش اشتیاق ایمان مذهبی را در نزد وی تیزتر می کرد. ماکس وبر، در کودکی و نوجوانی اش، اغلب روشنفکران و مردان سیاست مهم زمانه اش مانند « دیتلهی» « مومسن»، « زیبل»، « ترایچکه»، « کاب»، را در پذیرایی های پدر و مادرش ملاقات می کرد.
1882- ماکس وبر پس از گذراندن « آبی تور»، تحصیلات عالی اش را در دانشگاه هیدلبرگ شروع کرد. وی که در دانشکده ی حقوق ثبت نام کرده بود. به تحصیل تاریخ، اقتصاد، فلسفه و الهیات هم پرداخت، و ضمناً در تشریفات و دوئل های سازمان صنفی دانشجوئی خویش شرکت می کرد.
1883- پس از سه نیم سال تحصیلی در هیدلبرگ، ماکس وبر برای انجام خدمت نظام به مدت یک سال، نخست به عنوان سرباز ساده و سپس به عنوان افسر به استراسبورگ رفت، وی بعدهانسبت به دوره ی افسری اش در ارتش امپراطوری احساس غرور بسیار می کرد.
1884- ماکس وبر تحصیلات خود را در دانشگاههای « برلن» و « گوتینگن» از سر می گیرد
1883- وبر نخستین امتحاتات حقوق را می گذارند.
88- 1887- وبر در چندین مانور نظامی در « آلزاس» و پروش شرقی شرکت می کند. عضو « انجمن سیاست اجتماعی» که در برگیرنده دانشگاهیان با تمایلات اجتماعی گوناگون است می شود. این انجمن در سال 1872 توسط گ. شمولر تأسیس شده بود و زیر نفوذ « سوسیالیست های دانشگاهی» بود.
1889- ماکس وبر رساله ی دکترای حقوق اش را درباره ی تاریخ بنگاههای تجاری در قرون وسطی در برلن می گذارند. ایتالیائی و اسپانیایی را می آموزد. برای وکالت در دادگاه برلن ثبت نام می کند.
1890- امتحانات جدید حقوق- وبر بنابه در خواست « انجمن سیاست اجتماعی» پژوهشی را درباره ی وضع دهقانان پروس شرقی شروع می کند.
1891- نگارش تاریخ کشاورزی روم و معنای آن از نظر حقوق عمومی و خصوصی. وبر این رساله را برای احراز صلاحیت حقوق نوشته بود و برای دفاع از آن گفت و گویی با « مومس» داشت که منجر به اعطای شغلی به وی در دانشکده ی حقوق برلن شد. از این تاریخ وبر حرفه ی استادی دانشگاه را شروع می کند.
1892- وبر گزارشی درباره ی وضعیت کارگران روستائی در آلمان شرقی تسلیم می کند.
1893- ازدواج وبر با « ماریان شنیتگر».
1894- وبر استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاه « فریبورک» می شود نگارش: گرایشهای موجود در تحول وضعیت کارگران روستایی آلمان شرقی.
1895- مسافرت به اسکاتلند و ایرلند- شروع تدریس در « فریبورک» با کنفرانسی درباره ی « دولت ملی و سیاست اقتصادی».
1896- پذیرش کرسی استادی در دانشگاه « هیدلبرگ» به دنبال باز نشسته شدن « نی» در انجا نگارش: علل اجتماعی انحطاط تمدن کهن
1897- یک بیماری عصبی شدید وبر را مجبور به ترک کار به مدت چهار سال می کند. وبر به ایتالیا، « کرس» و «سوئیس» مسافرت می کند تا آرامشی باز یابد.
1899- وبر به میل خود از عضویت در « اتحادیه ی پان ژرمنیست» ها کناره می گیرد.
1902- وبر تدریس در هیدلبرگ را از سر می گیرد اما دیگر آن امکان زندگی دانشگاهی فعالی مانند گذشته را ندارد.
1903- بنیاد گذاری « آرشیو علوم اجتماعی و سیاست اجتماعی» با همکاری « ورنر سومبارت»
1904- مسافرت به ایالات متحده برای شرکت در کنگره علوم اجتماعی در « سنت لوئیس». زندگی در قاره ی جدید تأثیری شگرف بر وبر می نهد. در « سنت لوئیس» وبر کنفرانسی درباره سرمایه داری و جامعه ی روستایی در آلمان می دهد. در همین سال وبر بخش نخست اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری و نیز مقاله ی درباره ی « عینیت شناخت در علوم و سیاست اجتماعی» را منتشر می کند.
1905- انقلاب روسیه سبب جلب توجه وبر به مسائل امپراطوری تزایا می شود و وی برای مطالعه ی اسناد دست اول به آموزش زبان روسی می پردازد. انتشار بخش دوم اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری.
1906- انتشار وضعیت موکراسی بورژوائی در روسیه ؛ تحول روسیه به سوی حکومت مشروطه ی ظاهری ؛ مطالعاتی انتقادی در منطق علوم فرهنگ، فرقه های پروتستانی و روح سرمایه داری.
1907- ثروتی به ارث وی می رسد و سبب می شود که وبر از کارهای دیگر دست کشیده تمام وقت خود را مصروف کار علمی اش کند.
1908- وبر به روانشناسی اجتماعی صنعت توجه پیدا می کند و دو مقاله در همین زمینه منتشر می کند. در سالن هیدلبرگ بیشتر دانشمندان آلمان معاصر خود را مانند "ویندلباند"،"یلی نک "، " ترولچ"، "نومان"، "سومبارت"، "زیمل"، "میشلز"،"تونیس"، پذیرا می شود و دانشگاهیان جوانی چون "گئورگ لوکاچ". "لوئن اشتاین" را راهنمایی می کند. وی همچنین به سازمان دادن انجمن آلمانی جامعه شناسی می پردازد و دست به انتشار مجموعه ای از آثار علوم اجتماعی می زند.
1909- انتشار روابط تولید در کشاورزی عهد باستان، شروع نگارش: جامعه و اقتصاد.
1910- در کنگره ی انجمن آلمانی جامعه شناسی و بر بر ضد ایدئولوژی نژادگرائی صریحاً موضع می گیرد.
1912- وبر از هیئت مدیره ی انجمن آلمانی جامعه شناسی به دلیل اختلاف نظر بر سر مسأله ی بیطرفی اخلاقی کنار می گیرد.
1913- انتشار: « مقاله ای در باب برخی مقولات جامعه شناسی تفهمی»
1914- با شروع جنگ ماکس وبر تقاضای اعزام شدن به خدمت می کند. ولی تا پایان 1915 گروهی از بیمارستانهای مستقر در منطقه ی هیدلبرگ را اداره می کند.
1915- انتشار اخلاق اقتصادی مذاهب جهان ( « مقدمه» و « کنفوسیوس و تائو» )
17- 1916- انجام مأموریت های رسمی گوناگون در بروکسل، وین و بودابست ؛ دست زدن به اقدامات متعدد به منظور متقاعد کردن رهبران آلمان به پرهیز از گسترش دامنه ی جنگ، ضمن آنکه وبر رسالت آلمان را برای ورود به صحنه ی سیاست جهانی تصدیق کرده روسیه را مهمترین تهدید می داند.
انتشار فصولی از جامعه شناسی دین در 1916 شامل مباحث راجع به « هندوئیسم و بودیسم» و 1917 شامل « یهودیت قدیم»
1918- مسافرت به وین در ماه آوریل برای تدریس در دانشگاه. وبر در این دوره از کار دانشگاهی جامعه شناسی سیاسی و دینی خود را به عنوان « انتقادی مثبت از دریافت مادی تاریخ» عرضه می دارد.
زمستان همین سال دو کنفرانس در دانشگاه مونیخ می دهد: « شغل و مشی دانشمند»، « شغل و مشی مرد سیاسی».
پس از تسلیم آلمان، وبر به عنوان کارشناس در هیأت نمایندگی آلمان در کاخ و ورسای کار می کند. انتشار « مقاله ای درباره ی بیطرفی اخلاقی در علوم جامعه شناسی و اقتصادی».
1919- قبول کرسی تدریس در دانشگاه مونیخ به جای « برنتانو». درس وی در سال تحصیلی 20- 1919 به « تاریخ اقتصادی عمومی» اختصاص می یابد و به همین عنوان در 1924 منتشر می شود. وبر، که بدون شور و شوق به جمهوری گرائیده، و در مونیخ شاهد دیکتاتوری انقلابی کورت ایزنر است، به عضویت کمیسیونی در می آید که می بایست قانون اساسی و یمار را بنویسد. وبر به نگارش اقتصادی و جامعه که نخستین نمونه هایش در 1919 چاپ می شوند همچنان ادامه می دهد. با اینهمه کتاب مذکور نا تمام می ماند.
1920- 14 ژوئن. مرگ و بر در مونیخ
1922- انتشار اقتصاد و جامعه توسط « ماریان وبر» چاپهای کاملتری از این کتاب بعدها در 1925 و 1956 منتشر شد.
آثار
ترجمه انگلیسى پاره اى از آثار ماکس وبر بدین قرار است:
- دین چین (۱۹۵۱)
- یهودیت قدیم (۱۹۵۲)
- دین هند (۱۹۵۸)
- اخلاق پروتستان و روح سرمایه دارى (۱۹۵۸)
- جامعه شناسى دین (۱۹۷۸).
اندیشه
آراء ماکس وبر به چند اعتبار یکی از مهمترین مباحث در حوزه علم جامعهشناسی میباشد. اولاً به این دلیل که خود وبر به مسائل بسیار اساسی در جامعهشناسی توجه کرده و مطالبی عنوان نمود که حقیقتاً در نظریات جامعهشناسی و در تاریخ تفکر اجتماعی از مفاهیم کلیدی است. اهمیت دیگر وی در این است که توانست بر نسل بعد از خود تاثیرات شکرفی بگذارد و بدین لحاظ نقطه عطفی در تاریخ جامعهشناسی بشمار میآید.
جامعهشناسی از نظر مارکس وبر عبارت از علمی است که سعی دارد روابط متقابل میان کنشگران اجتماعی را بفهمد. در فهم این روابط. جامعهشناسی تلاش میکند رابطه علی وقایع و علت اصلی پیدایی پدیدهها و همچنین نتایج ان روابط را مورد بررسی قرار دهد، درک کند و توضیح دهد. (مرادی، 1385، ص 98).
وبر از جمله مهمترین اندیشمندانی است که سعی کرد روشهای مطالع و تحقیق در علم اجتماعی و فرهنگی را جدا از حوزه علوم طبیعی بداند و روشهای مطالعه علوم اجتماعی را بر مبنای جامعهشناسی تفهمی یا درک کنشگران و رجوع به ذهنیات انان مورد مطالعه قرار دهد. و به بیطرفی اخلاقی یا عدم قضاوت ارزشی درمطالعات فرهنگی معتقد بود؛ وی در مقاله خود با عنوان «معنای بیطرفی اخلاقی در جامعهشناسی و اقتصا» مینویسد:
«در این مقاله منظور از قضاوت ارزشی ارزیابی عملی درباره مطلوب یا نامطلوب بودن پدیدههایی است که مورد قضاوت قرار میگیرند، مگر اینکه به صراحت یا به طور ضمنی تعریف دیگری برای آن آورده شود. مسأله رهایی یک علم مفروض از قیثد اینگونه قضاوتها، به عبارت دیگر، معنا و اعتبار این اصل منطقی (عاری بودن علوم از ارزشگذاری) به هیچ وجه با این سوال یکسان نیست که آیا استادان به هنگام تدریس میبایست قضاوتهای ارزشی مورد قبول خود را که برگرفته از اصول اخلاقی، آرمانهای فرهگی یا بینشهای فلسفیاند، بیان کنند یا نه؟» ( چاووشی، 1382، ص 18).
به طور کلی از دید ماکسوبر محقق علوم اجتماعی نباید در مطالعات خود در این حوزه گرایشات و عقاید خود را در مطالعه دخالت دهد و سوءگیری ننماید. و پدیدهها را آنطور که هستند مورد سنجش قرار دهد. و بر خلاف دانشمندان علوم طبیعی بر آن بود که پیشبینیهای علوم اجتماعی محتمل (Probabel) میباشد نه قطعی.
تفسیر تفهمی:
پیش از وبر معمولاً اندیشمندان اجتماعی به ویژه اثبات گرایان بر این عقیده بودند که وقایع اجتماعی به طبع یک پویایی و حرکت درونی و بدون مشارکت و دخالت انسان. تحول مییابد. ولی مارکس وبر در مقابل چنین نگرشی بر آن بود که میتوان ساختها و نهادهای اجتماعی را از کنشهای گوناگون انسان که هر یک حاصل معنا و هدفی خاص است، جدا نمود. بدنبال این نگرش است که مفهوم اجتماعی (Ocial action) را چون مرکز ثقلی برای جامعهشناسی خود بر می گزیند. او سعی دارد تا به شیوهای عینی زندگی انسان را در محیط اجتماعیاش بفهمد. و رشد اجتماعی را منوط به نیاتی که انسان اجتماعی در پس آن روابط در ذهن خود پرورانده است و معانی که در آن میجستد و معانی متفاوتی که در طول زمان به آن داده، است میداند. ماکس وبر بر خلاف پیشینیان خود تاکیدش در حوزه جامعهشناسی متوجه معانی ذهن می باشدکه انسانهای کنشگر به کنشهایشان میدهند. وبر تفهیم را عبارت از فهم معنای یک کنش یا یک رابطه اجتماعی میداند و سعی دارد در یابد که کردار انسانی در جهت چه معنایی سیر میکند. که در مطالعات تفسیرگرایی همان مفهومی است که از آن تحت عنوان همدردی یا همدلی یاد شده است. بدین معنا که ماواقعیت را باید از دیدگاه فرد پژوهش شونده بررسی کرد و نماز چشمانداز پژوهشگر.
عقلانیت:
یکی از مفاهیمی که وبر به ان توجه بسیار نشان داد، مفهوم عقلانیت (Rationality) میباشد. به عقیده وی روند جوامع در فرایند تاریخی به سوی عقلانی شدن زندگی جمعی و روابط اجتماعی در حرکت است. از نظر وی صنعتی شدن، رنسانس و شکل گیری نظام سرمایهداری نیز محصول فرایند عقلانی شدن است. عقلانی شدن یعنی دخالت هر چه بیشتر عقل و منطق در سازماندهی روابط اجتماعی. وبر پیشبینی کرد که این روند عقلانی شدن سبب تغییر روابط و مناسبات میان افراد در جامعه شده و باعث میشود ماهیت روابط و قوانین در جامعه و سازماندهی امور اجتماعی از سنتی به عقلانی ( مدرن) تبدیل شود. او از همین زوایه به تحلیل پدیدههای اجتماعی پرداخت.
وبر تحلیلهای مفصل و پیچیدهای درباره عقلانیت در زمینه پدیدههایی چون دین، قانون، شهر و حتی موسیقی بدست داده است. وی دیوانسالاری را نمونه عالی عقلانیت میدانست و در این حوزه دیوانی کردن در بخش وسیعتر در موردهای نهادهای سیاسی مطالعه میکند. او سه نوع نظام اقتدار را از هم متمایز میکند، اقتدار سنتی، فرهمندانه و عقلانی- حقوقی. تنها جهان نوین غربی میتواند یک نظام اقتدار عقلانی- حقوقی ( قانونی ) را بپروراند و تنها در همیم جهان است که میتوان رشد کامل دیوانسالاری نوین را یافت . در بقیه جهان نظامهای اقتدار سنتی یا فرهمندانی از رشد نظام اقتدار عقلانی- حقوقی ودیوانسالاری نوین جلوگیری میکنند. ( رتنزر، 1374، ص34).
منظور از رهبری فرهمندانه، جاذبهها و کششهای شخصیتی یک فرد که مجموعهای از جاذبههای گفتاری ، پنداری، کرداری است، که بر روحیه جمعی یک قوم اثر کرده و بر آنها مسلط است.
این تسلط به شکل پذیرش دسته جمعی افراد و یا قبول مشروعیت اقتدار فرهمندانه یک رهبر خواهد بود. اما در دوران اقتدار سنتی. رشد سه دوره خردتر در این نوع اقتدار وجود دارد؛ اقتدار پدر سالاری، اقتدار خاندانی و اقتدار سلطانی؛ در پدر سالاری، که اولین و ابتداییترین مرحله تکامل واقعی جامعه است، اقتدار بر حسب پذیرش قداست ارزشها و هنجارهای گذشتگان مدنظر میباشد. و در اقتدار خاندانی (triminial Authority) نسبت به اقتدار پدر سالاری حدود قلمرو بارزتر و گستردهتر است و سازمان اجتماعی پیچیدهتری به وجود میآید و اقتدار حالت سازمان پیدا میکند. و نسبت به دوره قبل ( پدر سالاری) دوره اقتدار خاندانی دارای سازمان اداری و سیاسی میباشد. و تقسیم کار نیز در این حوزهها دیده میباشد. در دوره اقتدار سلطانی نیز که مترادف با مفهوم امپراطوری میباشد که امور بر اساس قوانین انجام میگیرد و میتوان نمونههای بروکراسی و دیوانسالاری را در آن مشاهده کرد و نسبت به دوره های قبل سازمان یافتهتر میباشد(تنهایی، 1374، ص302).
مفهوم کنش و انواع آن:
همانگونه که اشاره گردید از نظر وبر جامعهشناسی علم مطالعه و بررسی کنشهای اجتماعی میباشد، از نظر وبر کنش عبارت است از عملی که بیش از هر چیز دیگری مبتنی بر فهم و درایت انسان از موقعیت بوده و پاسخی است مبتنی بر فهم انسان از موقعیت پیرامون خود.
وی انواع کنشها را مشخص میکند وچهار نوع کنش اجتماعی را از هم تفکیک میکند:
1. سوءگیری هدفی یا سوءگیری عقلی: در این نوع کنش هم هدفی که فرد آن را دنبال میکند و هم راهنمایی که بر میگزیند بر اساس اصولی بخردانه و عقلانی که مورد قبول و مشروعیت حقوقی جمع قرار گرفته شکل میگیرد. مثال: ساخت پل توسط یک مهندسی راه و ساختمان.
2. سوءگیری ارزشی: زمانی که فقط اهداف . عقلایی و بخردانه است اما راههای انتخابی برای رسیدن به اهداف عقلایی نیستند. مثال: کاپیتان کشتی که در حال غرق شدن است ابتدا مسافر را وادار به ترک کشتی میکند و سپس خود کشتی را ترک میکند. که تنها هدف مطرح است.
3. سوءگیری عاطفی یا انفعالی: در اینجا راه و روش انتخابی و فعالیت انسان و فرد کنشگر مطرح است، مثل مادری که فرزندش را برای اینکه پایش به لیوان شیر خورده و فرش را خیس کرده است تنبیه می کند. در این نوع سوءگیری استدلال مدنظر نیست که آیا لیوان آب به عمد روی فرش ریخته شده یا نه؟ تنها عمل و فعالیتی که مادر و فرزند انجام میدهند مورد علاقه و توجه است.
4. سوءگیری سنتی: در این نوع کنش هم هدفی که فرد دنبال میکند و هم راههایی که برای رسیدن به هدف برمیگزیند صرفاً بر اساس سنت شکل گرفته است نه عقل. معیار انتخاب و رفتار بشری بر اساس رفتار گذشتگان و قداست تاریخی و ارزشهای آن مطرح است. که این نوع سوءگیری در روستاها و جوامع سنتی دیده میِشود. ( تنهایی، 1374، ص 293).
برگرفته از: http://bashgah.net/fa/
به نقل از:
1. http://daneshnameh.roshd.ir
2. http://www.ghaffarpour.blogfa.com
برچسبها: ماکس وبر، آشنایی با جامعه شناس معروف آلمانی ماکس وبر، خلاصه افکار ماکس وبر، زندگینامه ماکس وبر، روزشمار زندگی ماکس وبر
مطالب کوتاه خبری وتحلیلی از تحولات گوناگون افغانستان، وضعیت مردم، عملکرد حکومت، نمایندگان پارلمان و ادارات افغانستان، انتظارات مردم از دولت، فرایند ملت سازی، وحدت ملی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و آزادی، با رویکرد انتقادی ومبارزه با تبعیض و فساد اداری نشر می شود.